Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/shopgi/domains/shop.gisgolabetoon.ir/public_html/wp-content/plugins/persian-woocommerce/include/persian-woocommerce.php on line 259
همسایه جدید ما – فروشگاه سایت گیس گلابتون

همسایه جدید ما

همسایه جدید ما

ساختمان ما هفت طبقه است و هر طبقه سه واحد دارد. ما در طبقه پنجم ساکن هستیم. در طبقه ما، سایر واحدها خالی بود. تازگیها از واحد مجاور ما صدای دریل و چکش می‌آمد. حدس زدم قرار است همسایه دار شویم. دیروز که به خانه آمدم دیدم کلی کارتون خالی در راهروی طبقه ماست. شستم خبردار شد که همسایه آمده .است

 

این روز و روزگار، همسایه از قوم و خویش به آدم نزدیک‌تر است، بویژه همسایه دیوار به  دیوار. شاید هم مال این روز و روزگار نیست. حضرت محمد می‌گوید جبرییل آنقدر در مورد رفتار خوب با همسایه توصیه کرده که من تصور کردم همسایه از ما ارث می‌برد. (منظورشان این است که همسایه مثل خانواده ماست)

 

خربزه شیرینی داشتیم. آن قاچ را کردم و به در خانه همسایه رفتم. به آن‌ها گفتم همسایه دیوار به دیوارشان هستم و ورود آن‌ها را به ساختمان خوش آمد گفتم. چقدر خوشحال شدند. فکر می‌کردند واحد ماخالی است. حق هم دارند. ما فقط شب‌ها به خانه می‌آییم، تلویزیون هم روشن نمی‌کنیم، بلکه کتاب می‌خوانیم. همسایه کم سر و صدا هستیم.

 

به نظر من وقتی خانواده جدیدی وارد ساختمان می‌شود، لازم است به آن‌ها خوشامد بگوییم. البته این رسم پسندیده تا به حال در هیچکدام از پنج خانه ای که در مدت متاهلی در آن‌ها ساکن شدم، در مورد ما رعایت نشد.

 

اولین خانه ای که رفتم که نوبر بود، همسایه‌ها مثلاً دوستان صمیمی همسرم بودند. ولی حتی ازدواج ما را تبریک نگفتند، خوشامدگویی به ساختمان که پیشکش. من هم متوجه نمی‌شدم آن‌ها دارند نارضایتی خود را نسبت به ازدواج ما اعلام می‌کنند. لابد می پرسید چرا آنها ناراضی بودند؟ و من می پرسم اصلا به آنها چه مربوط بود که ناراضی باشند؟!

بهرصورت چون نمی فهمیدم آنها دوست نداشتند همسر من ازدواج کند، کلی تلاش می‌کردم با آن‌ها رابطه خوبی برقرار کنم. بعدها که کلی آتش به زندگی‌ام ریختند تازه فهمیدم که هیهات. من چه فکر می‌کردم و واقعیت چه بود. شش سال پیش از نظر اجتماعی چقدر کم هوش بودم، آن هوشه اسمش چیه؟ آهان EQ 

بله همان!  هوش هیجانی‌ام پایین بود. خدا را شکر دارد کم کم بالا می‌آید. دوزاری‌ام زودتر می‌افتد. از این حرف‌ها بگذریم.

 

داشتم می‌گفتم به نظر من وقتی خانواده جدیدی وارد ساختمان می‌شود، لازم است به آن‌ها خوشامد بگوییم.

 

حالا نوبت شماست:

  • آیا شما در آپارتمان زندگی می‌کنید؟
  • آیا به همسایه‌های تازه وارد خوش آمد می گویید؟
  • چطوری؟
  • آیا همسایه‌ها به شما خوش آمد گفته‌اند؟
  • چطوری؟
  • می‌آیید رسم زیبای خوشامدگویی را در آپارتمان‌های مان مرسوم کنیم؟
  • می‌آیید همسایه‌های مان را مثل قوم و خویش مان عزیز  بداریم؟

 

آدمی مرغ محبت است. اگر به آدم‌ها محبت کنید، آن‌ها شیفته مهربانی شما می‌شوند. حاضر هستید برای مهربانی به همسایه پیشقدم شوید؟

 

دیدگاهتان را بنویسید