Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/shopgi/domains/shop.gisgolabetoon.ir/public_html/wp-content/plugins/persian-woocommerce/include/persian-woocommerce.php on line 259
همخانه شدن-2 – فروشگاه سایت گیس گلابتون

همخانه شدن-۲

همخانه شدن-۲

بخش اول را اینجا بخوانید

هرقدر عاشق باشید، پس از شش ماه تا یک سال، شیدایی و عاشقی تمام می‌شود، زیرا ترشح میزان بالای سروتونین به پایان می‌رسد. اگر ازدواج کرده باشید، تلاش می‌کنید صمیمیت و عشق را به خانه برگردانید. به همین دلیل در دوره زندگی مثل عسل شرکت می‌کنید و اصول همسرداری را بکار می‌گیرید. با تعهد و رعایت اصول همسرداری، کم کم سطح هورمون اکسی توسین در شما بالا می‌رود و نسبت به همسر خود همبستگی عاطفی پیدا می‌کنید. کم کم  یک روح در دو بدن می‌شوید و به یکدیگر شبیه می‌شوید. شما با تعهد و رعایت اصول همسرداری، کم کم می‌آموزید آدمی را همه خصوصیات خوب و بدش دوست بدارید و ستایش کنید.

 

ولی اگر تعهد اجتماعی و رسمی ازدواج را نداده باشید، هنگامی که میزان سروتونین خوب پایین می‌آید و شیدایی به پایان می‌رسد، دلیلی برای متعهد ماندن ندارید. ناچار هستید به دنبال تجربه دوباره هیجان عشق به دنبال یاری تازه بگردید. آمار غربی‌ها نشان می‌دهد همخانه شدن ظرف دو تا سه سال به بن بست می‌رسد و تمام می‌شود.

 

در دوران دوستی، شما وقتی یکدیگر را ملاقات می‌کنید که وقت دارید و سرحال هستید. بنابراین برای دیدن روی ماه معشوق لحظه شماری می‌کنید. به سر و وضعتان می‌رسید و چند ساعتی که در کنار یکدیگر هستید، حسابی خوش می‌گذرانید. تصور می‌کنید حالا که این همه کنار هم بودن خوب است چطور است این کنار هم بودن را دائمی کنیم؟ پس حتماً بیشتر خوش خواهد گذشت…

 

اگر زن و مردی زندگی‌شان را در مقابل خدا و مردم به یکدیگر پیوند بدهند و پس از آن اصول همسرداری را به کار بگیرند، به شما قول می‌دهم که بیش از دوران تجرد به شما خوش خواهد گذشت، ولی اگر بدون تعهد زیر یک سقف بروید، متاسفانه ظرف دو تا سه سال دوباره آواره و سرگردان یافتن عشق خواهید بود. سؤال من این است که خیال دارید چند بار این تجربه را تکرار کنید؟ دو بار؟ سه بار؟ ده بار؟ فکر می‌کنید تا چند سالگی می‌توانید بدون ریشه دواندن در یک خانواده واقعی، مرتب همخانه‌های خود را عوض کنید؟

 

یکی از وبلاگنویس ها تجربه همخانه بودن‌های خود را می‌نوشت. در حال حاضر دست از نوشتن برداشته است. خیال ندارم او را قضاوت کنم به همین دلیل نام وبلاگش را نمی‌نویسم. من همیشه دلم برای او می‌سوخت. دختری با این قلب مهربان، این همه عشق، همه شادی که می‌تواند منبع الهام و شادی بسیاری از آدم‌ها باشد، متاسفانه مرتب از یک همخانگی به همخانگی بعدی می‌رود. الان بقدری احساس تهی بودن دارد که بکلی نوشتن را کنار گذاشته اشت.

 

من به خانم‌های مجرد هشدار می‌دهم حاضر نشوند بدون عقد با آقایی همخانه شوند. گول این حرف‌ها را نخورید که “ببینیم اگر با هم سازش داشتیم، آن موقع ازدواج می‌کنیم.” تعهد نصفه و نیمه نداریم. یا متعهد هستیم یا متعهد نیستیم. عاشق شوید و حداکثر پس از شش ماه تا یک سال ازدواج کنید.

عشق بیخبر و آهسته بر بالهای شبنم صبحگاهی برفراز زندگی شما به پرواز درمی آید. ولی اگر بدرستی از آن مراقبت نشود، بسرعت ناپدید می‌شود. از زیبایی عشق با نیروی تعهد مراقبت کنید.

 

از ازدواج نترسید. ازدواج زیباست به شرطی که اصول همسرداری را بیاموزید و بکار بگیرید.

دیدگاهتان را بنویسید