Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/shopgi/domains/shop.gisgolabetoon.ir/public_html/wp-content/plugins/persian-woocommerce/include/persian-woocommerce.php on line 259
سال 1394 چگونه گذشت؟ – فروشگاه سایت گیس گلابتون

سال ۱۳۹۴ چگونه گذشت؟

سال ۱۳۹۴ چگونه گذشت؟

خب… این هم از سال ۱۳۹۴ که دارد نفسهای آخرش را می‌کشد، سال بز! سال ۱۳۹۴ برای من چگونه سالی بود؟

 

اول از همه بگویم تحریمها در سال ۱۳۹۴ برداشته شد و این موضوع یکی از وقایع خوب کشور ماست. بابت آن شاکرم.

 

ولی سال ۱۳۹۴ برای خودم و خانواده‌ام چگونه گذشت؟   

 

سال ۱۳۹۴ برای من و خانواده‌ام سال دشواری بود. سال بسیار دشواری بود. وقتی یکی دو نفر از افراد خانواده دچار مشکل باشند، همه خانواده درگیر خواهد شد. من در سال ۱۳۹۴  مشکل شخصی نداشتم، ولی خانواده‌ام در گردابی عظیم از مشکلات دست و پا می‌زد. عواقب این مشکلات دامن مرا هم گرفت. از طرفی فشار و استرس مرا اذیت کرد و از طرف دیگر چند بار رفتارهای ناشایستی نسبت به من انجام شد که دلم را شکست. البته خشم سالم را شناختم و خیلی محکم جلوی رفتارهای زشت ایستادم.

 

سختی‌های امسال از اسفند سال ۱۳۹۳ آغاز شد. من و همسرم برای گرامیداشت سالروز ازدواجمان به سفر رفتیم. من کلی برای این سفر ذوق زده بودم، ولی اتفاقاتی در این سفر افتاد که بکلی روحیه‌ام را خراب کرد. من همیشه شرح سفرهایم را برای شما می‌نویسم، ولی دلم نخواست حتی یک سطر در مورد این سفر بنویسم. خیال دارم امروز این مطلب را بنویسم و برای همیشه فراموشش کنم. البته ماجرا را تعریف نمی‌کنم، فقط دارم اشاره می‌کنم که آن سفر دردناک سرآغازی شد برای رنج‌های سال ۱۳۹۴٫

 

تعطیلات عید ۱۳۹۴ هم مزخرف بود. بسیار بد. بعد از آن چند ماجرای دردناک دیگر… همه این ماجراها باعث شد عزمم را جزم کنم مدیریت خشم را بخوبی یاد بگیرم. به شکلی که بتوانم به دیگران آموزش بدهم.

 

خوشبختانه در زمستان ۱۳۹۴ بحران خانواده ما برطرف شد و آرامش به خانواده بازگشت، ولی تاثیرات ماه‌ها استرس، کمابیش باقی مانده است. انشاالله ته مانده آن هم برطرف خواهد شد.

 

از خدا که پنهان نیست، از شما هم پنهان نباشد که در زمستان ۱۳۸۹ بکلی افسرده بودم. دشواری‌های سال اول ازدواج، مرا خرد کرده بود. من در خرداد ۱۳۹۰ تحت عنوان گیس گلابتون، نوشتن را آغاز کردم.  نوشتم و نوشتم و نوشتم. من به ته چاه افسردگی افتاده بودم. پس با نوشته‌هایم ریسمانی بافتم و از چاه بیرون آمدم. متاسفانه در پاییز ۱۳۹۴ دوباره خودم را ته همان چاه دیدم…

 

در پاییز سال ۱۳۹۴ یک هفته در خانه خوابیدم. هیچ بیماری جسمی نداشتم، ولی نمی‌توانستم از رختخواب بیرون بیایم. پزشک هستم و می‌دانستم این بستری شدن سرآغاز افسردگی است و به دلیل استرس طولانی مدت خانواده رخ داده. خود را از رختخواب بیرون کشیدم و لنگان لنگان کارهایم را انجام دادم. خوشبختانه افسردگی ماندگار نشد و دوباره سرزندگی به خانه دلم برگشت.

 

هرقدر اوضاع خانه بد بود، خدا را صد هزار مرتبه شکر که اوضاع کار خوب بود. سه ماه اول سال، مطب را بکلی تعطیل کردم، ولی بیماران قدیم و جدید آنقدر تماس گرفتند که از رو رفتم! به خود گفتم: من لایت ورکر Light Worker هستم. برای خدمت به مردم به دنیا آمده‌ام. من اینجا هستم تا دنیا را جای بهتری کنم، چه تفاوتی می‌کند از چه راهی این کار را انجام بدهم؟ از طریق آموزش مهارت‌های زندگی و یا از طریق درمان بیماری‌ها؟ من ۱۲ سال برای جراح شدن آموزش دیده‌ام و ۲۰ سال سابقه کار دارم. چند خانم در ایران و حتی سراسر دنیا چنین تجربه‌ای دارند؟

 

ولی دیگر نمی‌توانستم هر روز هفته بیمار بینم. کار سایت بیش از این حرفها بود. بنابراین یک روز در هفته بیمار دیدم و بقیه هفته را به رتق و فتق امور سایت گذراندم. یک کارمند خوب آموزش دادم. من دوست دارم کارمندانم را خودم آموزش بدهم. قرار است سال آینده یک نفر دیگر به مجموعه ما اضافه شود.

 

امسال محصولات آموزشی متعددی فراهم آوردم. دو تای آن‌ها باعث افتخار من است، از بس که کاربردی و سودمند هستند:

 

خودم ۷ راز ثروتمندان و ۱۰ نکته طلایی برای زنان کارآفرین را هم بسیار دوست دارم.

کتاب ازدواج مثل آب خوردن آسان است! ویرایش و چاپ شد.

در مجله راز هر دو هفته مقاله‌ای به قلم من چاپ می‌شود.

سومین حلقه هدف تشکیل و تمام شد.

درس‌های کلاس خصوصی حلقه هدف تحت عنوان “بسته هفت عادت مردمان مؤثر” آماده و ارائه شد. درس‌های غیرحضوری مهارتهای زندگی دو فایده اصلی دارد:

  1. ارزان‌تر است
  2. افراد راه دور هم می‌توانند از آنها استفاده کنند.

بعضی از دوستان شرکت کننده در قاره‌های دیگر زندگی می‌کنند.

 

کارگاه ازدواج سنتی یا مدرن و کارگاه انتقادپذیری را برگزار کردم. چهار کارگاه خصوصی برگزار کردم. بدون تبلیغ و بی هیاهو آنها را اجرا کردم. از برگزاری آنها بسیار راضی هستم.

به عنوان مدرس برتر سال انتخاب شدم و بابت این موضوع خوشحالم. انگار جواب همه زحمتهایم را یکجا دریافت کردم. بزودی در مجله خلاقیت در این مورد نوشته خواهد شد. شرح و بسطش را برای همان موقع می‌گذارم.

فروشگاه سایت بهینه شد. البته پنج ماه طول کشید و هنوز آنقدر که دلم می‌خواهد بهینه نیست البته.

خلاصه کلام … سایت گیس گلابتون دارد خوب کار می‌کند.

 

خودم عادت‌های خوبی کسب کردم:

مدیریت زمان را در سطحی بالاتر آموختم.

حسابداری یاد گرفتم.

در مورد کسب و کار آموزشهای عالی دریافت کردم. آموزش‌هایی که در حال حاضر هیچ معلم ایرانی در اختیار کارآفرینها قرار نمی‌دهد. یعنی احتمالاً بلد نیست که بتواند آموزش بدهد.

پس از ده پانزده سال، عادت دیر بیدار شدن را کنار گذاشتم و صبحها سر ساعت هفت صبح بدون ساعت بیدار می‌شوم.

 

ولی …

روزهای دوشنبه به جای استراحت، دوندگی کردم.

هیچیک از چکاپ های پزشکی‌ام را انجام ندادم.

امسال فقط یک سفر داشتیم، سفر به کاشان.

در چرخه زندگی، بخش تفریح بدجوری قر شده است.

 

سال ۱۳۹۴ سخت و طاقت فرسا گذشت ولی خدا را شکر که بخوبی به پایان آمد. دشواری‌های زندگی ما را می‌سازند و قوی‌تر می‌کنند. من مثل فولاد در کوره آبدیده شدم. من آدم سال گذشته نیستم. انگار قدم چند سانت بلندتر شده است. با اعتماد به نفس بیشتری گام برمی دارم. روز چهارشنبه سوری تلخی‌های این سال دشوار را در آتش سوزاندم، باشد که تلخی‌ها برای همیشه از خاطرم برود و تنها درسهای خوب آن در ذهنم بماند.

 

فلسفه اصلی زندگی من این است:

ما اینجا هستیم چون قرار است درسهایی را بیاموزیم. پس از آموختن این درسها به مرحله بالاتری از حیات منتقل می‌شویم. این مرحله بالاتر چیست و چه نام دارد؟ بهشت؟ نیروانا؟ یا هر نام دیگری که دارد… من از ماهیت آن بیخبرم. ولی قرار است درسهای زندگی‌ام را یاد بگیرم. امسال درسهای زیادی برای من داشت و سرافرازم اعلام کنم درسهایم را یاد گرفته‌ام. آنچه آموختم:

 

  • فهمیدم تفاوت بین خشم سالم و غیرسالم چیست
  • یاد گرفتم خشم غیرسالم را براحتی و ظرف چند دقیقه رها کنم
  • آموختم به خشم سالم احترام بگذارم و جلوی آدمهای بی ادب و مزاحم محکم بایستم، بی آنکه پرخاشگر باشم

 

من درسهایی که امسال آموختم یکجا و در بسته خداحافظ خشم! در اختیار شما قرار دادم. چون وظیفه اصلی من همین است: یاد بگیرم و به دیگران یاد بدهم. از نظر خودم بزرگترین دستاورد امسال من، تهیه بسته خداحافظ خشم! است.

 

همان طور که قبلاً گفتم من یک لایت ورکر Light Worker هستم. لایت ورکر کیست و چه مشخصاتی دارد؟ بزودی در موردش خواهم نوشت. پائولو کوئیلو ما را رزم آوران نور می‌نامد. من از رزم و رزم آور خوشم نمی‌آید. کلمه لایت ورکر بیشتر به مذاقم خوش است.

 

حالا نوبت شماست:

  • سال ۱۳۹۴ برای شما چگونه سالی بود؟
  • چه پیشرفتهایی کردید؟چه دستاوردهایی داشتید؟
  • بهتر است در سال آینده چه کارهایی را بهتر انجام بدهید؟
  • چه درسهایی یاد گرفتید؟

 

و مثل هر سال، مسابقه نوروزی! از حالا تا سیزده بدر فرصت دارید داستان یکی از موفقیتها و شادی‌های بزرگ سال ۱۳۹۴ را بنویسید و برای من بفرستید. تا در مسابقه نوروزی ۱۳۹۵ شرکت کنید.

شرایط شرکت در مسابقه نوروزی:

  • ۱-نوشته حداکثر ۵۰۰ کلمه باشد
  • ۲-داستان موفقیت و شادی خودتان را تعریف کنید
  • ۳-درس آموزنده برای خواننده‌های سایت گیس گلابتون بیان کنید

 

جایزه: برنده مسابقه یک محصول آموزشی از سایت گیس گلابتون تا پنجاه هزار تومان را برنده می‌شود یا  در خرید هر محصولی که بخواهد ۵۰ هزارتومان تخفیف دریافت می‌کند. هر محصولی که دوست داشته باشد و بخواهد.

 

 منتظر نوشته های زیبای شما هستم.

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید