عادت اردیبهشت ماه یادتان هست؟ ۱۵ دقیقه پیاده روی روزانه
من اعتراف میکنم در طول ماه اردیبهشت فقط سه بار و هر بار حدود یک ساعت پیاده روی کردم. حالا چرا؟
من و دوستان حلقه هدف یک گروه تلگرام داریم. چند ماه پیش خانم صلاحیان به ما تمرین داد که روزانه ۱۵ دقیقه پیاده روی کنیم. من با پشتکار این تمرین را انجام دادم. چند روز اول خوب پیش رفتم، ولی روزهای بعد زورکی تمرین را ادامه دادم. البته تا آخر یعنی یک ماه ادامه دادم، ولی حالم اصلاً خوش نبود. هر روز خستهتر و کلافهتر از قبل میشدم.
من از ساعت شش صبح تا شش عصر کار میکنم. وقتی به خانه برمیگردم، آشپزی و نظافت خانه در انتظارم هست. یعنی از شش صبح تا ده شب دارم کار میکنم. البته یک ساعتی فیلم تماشا میکنم. قدری هم در اینستاگرام میگردم، ولی اینها وقت تلف کردن نیست، بلکه برای تجدید قوا و سرحال نگه داشتن خودم است.
بعلاوه من آدم پرتحرکی هستم. یعنی حتی اگر نشسته باشم، باز هم در حال جنب و جوش هستم. تند تند فکر میکنم و تند تند حرکت میکنم. دیدم بعضی افراد تقریباً تمام مدت شبانه روز دراز کشیده هستند. حتی اگر روی صندلی هم نشسته باشند، پشتی صندلی کاملاً به عقب تکیه داده شده و نیمه درازکش هستند! برای بلند شدن از جایشان لازم است جرثقیلی چیزی خبر کنیم! من اینطوری نیستم. دائم دارم این طرف و آن طرف میدوم. آن یک ساعتی که خودم را پای تلویزیون می نشانم، برایم نعمتی است.
از طرفی اطراف خانه ما مسیر پیاده روی درست و حسابی ندارد. من در خیابان پیاده روی میکردم. صرف نظر از این که منظره زیبایی نمیدیدم، بلکه خانههای نیمه ساز و زبالههای ساختمانی سرراهم است، امنیت هم ندارد. پیاده رو خراب است و باید در خیابان راه بروم. آن هم در خیابانی که ماشینها هیچ مقررات راهنمایی رانندگی را رعایت نمیکنند. من کلاً با ورزش کردن حال نمیکنم، پیاده روی را برای لذت بردن از مناظر زیبای طبیعت دوست دارم. ولی این برنامه پیاده روی، روی اعصابم بود.
روزهای کاریام حسابی کار میکنم، ولی دوست دارم روز تعطیلم را در طبیعت پیاده روی کنم. متاسفانه از وقتی به رودهن آمدهایم، از این لذت بزرگ محروم شدهام. اردیبهشت توانستم تقریباً سه تا جمعه یک ساعتی (قدری هم کمتر) در طبیعت پیاده روی کنم.
برنامه عادت اردبیهشت را نوشتم، چون فکر کردم وقتی در سایت اعلام کنم، خودم هم همراهی خواهم کرد. ولی اردیبهشت تمام شد و دیدم ای دل غافل… من پیاده روی نکردم که! با خانم صلاحیان صحبت کردم. همانطور که قبلاً گفتم او ورزشکار حرفهای است، ولی با غیرورزشکاران با عطوفت و آسانگیری رفتار میکند.
گفتم این مطلب را بنویسم. هم اعتراف کرده باشم که واعظ بی عمل هستم. شما را به چیزی دعوت میکنم که خودم انجام نمیدهم! که اعتراف بسیار سختی بود… و راه حل سارا جون را هم برای شما بنویسم، شاید برای بعضی از شما مفید باشد.