Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/shopgi/domains/shop.gisgolabetoon.ir/public_html/wp-content/plugins/persian-woocommerce/include/persian-woocommerce.php on line 259
آخرین اکتشافات من در زمینه پختن کیک – فروشگاه سایت گیس گلابتون

آخرین اکتشافات من در زمینه پختن کیک

آخرین اکتشافات من در زمینه پختن کیک

بخش اول را اینجا بخوانید

 

من بالاخره توانستم در روز هجده خرداد، ساعت سه بعدازظهر، اولین کیک خوشمزه عمرم را بپزم! پس از آن دو بار دیگر هم پختم. الان تقریباً خیالم راحت است که می‌توانم کیک ساده خوبی بپزم.

 

به کمک شما خانم‌های باسلیقه و پسرعمویم بالاخره توانستم کیک خوبی بپزم. که خبر نداشتم پسرعمویم هر هفته کیک‌های خوشمزه می‌پزد. این بار کیک، نسوخته بود، خام نبود، مثل سنگ سفت نبود، کم شیرین نبود، زیاد هم شیرین نبود… خلاصه کلام ، همان بود که دلم می‌خواست. خدا همه‌تان را خیر بدهد که یک شکمو را به کام دلش رساندید.

 

اگر شما بلدید کیک بپزید، که خودتان استاد هستید. متشکر می‌شوم اگر نکته‌ای به نظرتان می‌رسد به مطالب من اضافه کنید. اگر بلد نیستید کیک خوبی بپزید، شاید این مطالب به شما کمک کند:

 

  • من از دستور خانم شف طیبه استفاده کردم. دستورش عالی است. عالیییییییی… کیک لطیف و سبک و خوشمزه شد. نه زیاد شیرین و نه زیاد کم شیرین. درست به قاعده. نمی‌دانم آن چهار قاشق ماست چه فایده‌ای دارد، ولی طعم کیک را عالی می‌کند. طیبه شف جان کجایی که شخصاً از شما تشکر کنم. در اینستاگرام عرض ارادت کردم، گویا سرتان شلوغ‌تر از آن بود که پاسخ بدهید. در هر صورت من بشدت از شما متشکرم.

     

  • قالب کیک را وسط سوراخدار با قطر ۲۳ سانتیمتر در نظر گرفتم تا وسط کیک خام نماند.

     

  • با راهنمایی شما دوستان، بویژه پسرعموجان، با فر اجاق گازم کنار آمدم. درجه فر را روی کمتر از ۱۴۰ گذاشتم. یک سینی هم زیر قالب کیک قرار دادم. اینطوری دیگر کیک نسوخت.

     

  • یک همزن برقی خریدم. یک مارک الکی و خیلی ارزان. فقط ۵۳ هزار تومان. سبک است و کارم را راه می‌اندازد. وقتی بچه بودم و مادرم زیاد کیک می‌پخت، من نقش همزن را اجرا می‌کردم. بعداً مادرم یک همزن استند برقی عالی خرید که در یک چشم بهم زدن تخم مرغ‌ها را آماده می‌کرد. مادرم پس از این که چند باری از همزن برقی استفاده کرد، کلاً از کیک پختن استعفا داد. آخر دیگر آمده بودیم تهران، خودش هم سر کار می‌رفت. فرزند سومش هم به دنیا آمده بود و خلاصه وقت سر خاراندن نداشت، چه رسد به کیک پختن. وقتی تصمیم گرفتم همزن برقی بخرم، از همان همزن‌ها در نظرم بود. قیمت کردم: دو و نیم میلیون تومان. آقای شوشو اعلام کرد:
  • خودم با چنگال برایت تخم مرغ‌ها را هم می‌زنم!

 

دیدم پرداخت دو و نیم میلیون تومان برای یک همزن استند، مناسب شرایط من نیست. من هفته‌ای، ماهی یک بار می‌خواهم کیک بپزم و بس. همزن‌های استند ارزان هم بود: مارک مولینکس و فلر. ولی بیشتر خریداران ناراضی بودند. آدم گیج می‌شود وقتی می‌بیند در مورد وسیله‌ای خاص، یکی می‌نویسد: آشغال! و دیگری می‌نویسد: عالی! بهتر از این نمیشه! نگران بودم همزن دستی برقی بگیرم و وسیله سنگینی باشد.

 

 پس از یک هفته سبک و سنگین کردن، به اولین مغازه رودهن مراجعه کردم و تنها همزن برقی دستی موجود را خریدم. یعنی من اول پدر اینترنت را برای بررسی همه گزینه‌ها درمی آورم، بعد می‌روم از اولین مغازه، تنها مدل موجود را می‌خرم! دارم درس‌های بهترین سال زندگی را برای هفتمین بار انجام می‌دهم. این همزن را به عنوان جایزه خریدم. به خودم گفتم: در بدترین حالت، وسیله خوبی نیست. فدای سرت. لااقل کرم همزن خریدنت می‌خوابد.  اتفاقاً وسیله خوبی هم از آب درآمده است. البته زود داغ می‌کند و بوی سوختگی‌اش درمی آید، ولی من هم خیال ندارم زیاد سربه سرش بگذارم. فعلاً دارم هفته‌ای یکبار پنجشنبه‌ها، کیک می‌پزم.

 

و بالاخره شد! بله! بالاخره شد! روز هجدهم خرداد، پس از برگزاری وبینار اعتماد به نفس، کیک پختم و کیک خوبی از آب درآمد. باز هم از همه شما دوستانی که مرا راهنمایی کردید، تشکر می‌کنم.

 

 

دیدگاهتان را بنویسید