Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/shopgi/domains/shop.gisgolabetoon.ir/public_html/wp-content/plugins/persian-woocommerce/include/persian-woocommerce.php on line 259
تنها خاطره من از کریسمس – فروشگاه سایت گیس گلابتون

تنها خاطره من از کریسمس

تنها خاطره من از کریسمس

بچه که بودم، یک بار موقع کریسمس به خانه یک خارجی دعوت شدیم. اهل کجا بودند؟ نمی‌دانم، ولی اروپایی بودند. بچه نداشتند. یک زن و شوهر میانسال اهل دل. درخت کریسمس بزرگی گوشه خانه قرار داده بودند. آیا کاج واقعی بود؟ چطوری در خوزستان درخت کاج پیدا کرده بودند؟ شاید مصنوعی بود. من شش هفت ساله بودم و هیچوقت درخت کریسمس ندیده بودم، بنابراین درگیر جزئیات بی اهمیتی مثل طبیعی یا مصنوعی بودن درخت نشدم، بلکه غرق حیرت شدم. آن زوج دوست داشتنی، کاج را با عروسک تزئین کرده بودند. به هر کشوری سفر کرده بودند، عروسکی با لباس محلی آن کشور خریده بودند و درخت کریسمس را با عروسک‌هایی از تمام دنیا و با لباس‌های محلی تمام دنیا تزیئن کرده بودند. یک ستاره بزرگ و طلایی بالای درخت قرار داشت و چراغ‌های کوچک، درخت را غرق در نور کرده بود. چقدر زیبا بود. چقدر زیبا. من و برادرم با دهن باز به این عروسک‌ها زل زده بودیم.

 

من شش هفت ساله و برادرم دو سه ساله… احتمالاً پس از این چند دقیقه‌ای حیرت زده به درخت زیبا زل زدیم، دست من یا برادرم به طرف عروسک‌ها دراز شد… حدس می‌زنم، یادم نیست، از بس که با دیدن آن درخت زیبا گیج و ویج شده بودم. صاحبخانه هوشمندمان فوری دست‌های ما دو نفر را گرفت و به گوشه‌ای دور از درخت کریسمس برد. چندین برگه سفید و تعدادی مداد رنگی جلوی ما گذاشت. از ما خواست برای او نقاشی کنیم. حتی تعدادی نقاشی‌های آماده بدون رنگ در اختیار برادرم گذاشت تا او بتواند داخل نقاشی‌ها را رنگ کند.

 

آن شب ما در آرامش گوشه‌ای نشستیم و نقاشی کردیم. والدین ما و آن زوج عزیز، با خیال راحت به گپ و گفت مشغول شدند. البته خانم صاحبخانه حواسش به ما بود. هر از گاهی نقاشی‌های ما را نگاه می‌کرد و ما را راهنمایی می‌کرد. با رفتار هوشندانه آن خانم، لازم نشد مادرم به ما چشم غره برود، دنبالمان بدود، ما وسایل را بشکنیم و آبروریزی کنیم. بلکه آرام ماندیم و در لذت نقاشی غوطه خوردیم. یک محفل دوستانه ساده، اتاق نیمه تاریک، درخت کریسمس غرق در نور و عروسک… حتی یادم نیست شام چی خوردیم. فقط نقاشی کردن و تماشای درخت کریسمس زیبا با حفظ فاصله مطمئنه را به خاطر دارم.

 

من معتقدم آرام نگه داشتن بچه‌ها در مهمانی، وظیفه والدین آنهاست، ولی آن صاحبخانه مهربان، پیش بینی کرده بود درخت کریسمس زیبایش در معرض خطر است!

 

راستی می‌دانستید ریشه مراسم کریسمس از ایران است؟ در این مقاله نوشته‌ام.

 

این تنها دفعه‌ای بود که من در جشن کریسمس شرکت کردم. حالا نوبت شماست. آیا شما تا به حال در جشن کریسمس شرکت کردید؟ برامون از خاطرات جشن کریسمس تعریف کنید. خوشحال میشیم.

 

(تا الان – ظهر یازده دی یعنی اولین روز سال ۲۰۱۸- بیش از ۳۰۰۰ نفر این مقاله را خوانده اند، ولی فقط یک نفر خاطره نوشته. یعنی فقط یک نفر از کریسمس خاطره داره؟)

 

 

دیدگاهتان را بنویسید