Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home/shopgi/domains/shop.gisgolabetoon.ir/public_html/wp-content/plugins/persian-woocommerce/include/persian-woocommerce.php on line 259
دعوتنامه برای شما – فروشگاه سایت گیس گلابتون

دعوتنامه برای شما

دعوتنامه برای شما

دوست عزیز و دوست داشتنی

باعث افتخار من است که در جشن رونمایی رمان عاشقانه «زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست» شرکت بفرمایید.

بیصبرانه منتظر شما هستم

دوستتون دارم، گیس گلابتون

 

زمان برگزاری: جمعه ۲۸ دی ماه ساعت ​۱۱ صبح تا   ظهر ۱۲:۳۰

 

محل برگزاری: نشر دف

تهران، پل سیدخندان،حد فاصل شریعتی و سهروردی، پلاک ۶۴

 

خیال دارم نیم ساعتی برای شما کتاب بخوانم و سپس کتاب امضا کنم. پذیرایی مختصری هم برایتان آماده کرده‌ام. چشم‌به‌راه شما هستم. اگر بیایید خوشحالم خواهید کرد.

 

  

و مژده دارم که اگر در مراسم شرکت کنید و یک جلد
کتاب بخرید، می توانید در مراسم قرعه کشی شرکت کنید

 


لطفا پشت فیش خرید کتاب، نام و نام خانوادگی خود را بنویسید و به ما تحویل
بدهید. اواسط مراسم، قرعه کشی انجام می شود و به سه نفر برنده جایزه داده
می شود

 

جایزه نفر اول: فوق سری – از آشنایی تا سرسفره عقد

http://shop.gisgolabetoon.ir/product/topsecret/

 

جایزه نفر دوم: خداحافظ خشم

http://shop.gisgolabetoon.ir/product/angermanagment/

 

جایزه نفر سوم: جذابیت فوری

http://shop.gisgolabetoon.ir/product/jazabiat/

 

اگر
ساکن تهران نیستید، نگران نباشید. از اول بهمن فروش اینترنتی کتاب
#زلفت_هزاردل در سایت آغاز می شود و قرعه کشی ویژه شما هم برگزار خواهد شد.
همان موقع شرایط شرکت در قرعه کشی اعلام خواهد شد. این قرعه کشی ویژه
ساکنین تهران است و در محل جشن رونمایی برگزار خواهد شد

 

بی صبرانه منتظر دیدن شما هستم. جمعه یادتون باشه

 

 

این متن پشت جلد کتاب است:

شیدا، پزشک ۲۵ ساله‌ای است که در شهری کوچک و دورافتاده، کار می‌کند. او زندگی یکنواختی دارد و از تنهایی به جان آمده است. یک روز به خود می‌گوید:

  • باید شوهر پیدا کنم!

از کجا؟

زن نگهبان بیمارستان که نمی‌توانستم بشوم. هرچند که نگهبان بیمارستان با سخاوت پیشنهاد کرد همسر سومش بشوم! به شوخی یا جدی، حالا هرچی! دو تا پزشک مجرد پیرپسر داریم که همه پرستارهای بیمارستان و تمام دختران این شهر کوچک، عاشق و دلخسته شان هستند. فکر نمی‌کنم قصد ازدواج داشته باشند. یک خرده هم مشنگ می‌زدند. خواستگارهایم همگی چپرچلاق هستند! چه کار کنم؟

 

و یکمرتبه سفر مهیجی برای او مهیا می‌شود: سفر به کشوری اسرارآمیز که همیشه آرزوی دیدنش را داشت.

 

  • کور از خدا چه می‌خواهد؟ یک جفت چشم بینا. من هم از انزوای این روستا- شهر به جان آمده‌ام. همین دیشب داشتم فکر می‌کردم مثل خاله سوسکه راه بیفتم و دنبال شوهر بگردم. بفرما! این هم یک راه حل عالی. یاد توصیه یکی از اساتید دانشگاه افتادم که می‌گفت: سفر کنید و دنیا را ببینید تا وقتی پیر شدید، به شما نگویند پیر هاف هافو، بلکه بگویند پیر دنیادیده!

 

شیدا بخاطر این سفر دوست داشتنی، در تب و تاب بود. او تصور می‌کرد این سفر، مثل گردبادی زندگی‌اش را زیر و رو خواهد کرد، ولی خبر نداشت توفان اصلی در راه است: عشق… آن هم نه یکی، بلکه…

 

 

چرا نشر دف را برای برگزاری جشن رونمایی اولین رمانم انتخاب کردم؟

وقتی از شما دوستان خواستم جای مناسبی را معرفی کنید، تعداد زیادی از شما با کامنت، ایمیل و حتی تلفن به دفتر ما، جاهای خوبی را معرفی کردید. نشر دف، پیشنهاد آقای روزبه است. دسترسی مناسب، کتابفروشی قدیمی و خوش‌نام که سابقه برگزاری تعداد زیادی جشن رونمایی کتاب دارد. یک روز جمعه به آنجا سر زدم و فوری عاشقش شدم. اگر خانه ما نزدیک نشر دف قرار داشت، من هر روز آنجا ولو بودم! اینجوری شده که اینجور شد. البته بگم که فقط ۳۰ صندلی برای نشستن هست. پس اگر می‌خواهید نشسته به خواندن کتاب گوش کنید، لطفاً زودتر بیایید.

 

اگر مایل هستید نمونه رایگان کتاب را دریافت کنید،بفرمایید و روی لینک زیر کلیک کنید

چهار فصل کتاب زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید