تحویل سال ساعت شش و نیم صبح بود. قرار نداشتیم بیدار شویم، ولی ساعت شش بیدار شدم و دلم نیامد دوباره بخوابم. کنار سفره هفتسین نشستم و به برنامه بینمک رادیو گوش دادم تا بالاخره آن لحظات جادویی از راه رسید:
یا مقلبالقلوب و الابصار…
تیکتاک! تیکتاک! تیکتاک!
بـــــــــــــــــــــــــوم!
آغاز سال ۱۴۰۳ هجری شمسی
حین شنیدن این جملات، قلبم تاپتاپ میکرد و خوشی زیر پوستم پخش میشد. عاشق این لحظه سال هستم.
به سالی که گذشت فکر میکنم.
در ابتدای سالنامه ۱۴۰۲ نوشتهام: سال خرگوش- پیشبینی میشود امسال، سال امید باشد و ثروتهای زیادی به ارمغان آورد. مردم میتوانند انتظار رفاه، امید و آرامش را داشته باشند.
واقعاً اینطوری بود؟ طالع بینی و تأثیر ستارگان در سرنوشت آدمی را دوست دارم، ولی فقط در حد تفریح و کنجکاوی. هرگز تصمیمهای مهم زندگی را بر این اساس نگرفتهام. نمیدانم بهراستی ستارگان بر زندگی ما انسانهای حقیر تأثیری دارند یا خیر.
سال ۱۴۰۲ برای من چگونه سالی بود؟ سالنامه را ورق میزنم و یادداشتهای خرچنگقورباغهام را بهزحمت میخوانم:
بهار
تابستان
پاییز
زمستان
جمعبندی دستاوردها و خوشیها و پیشرفتها و تجربهها:
افزایش تعداد فالوئرهای پیج اینستاگرام از ۵ هزار به ۲۷ هزارتا.
سه سفر خارج از کشور و یک سفر به شمال
تمدید پروانه مطب با گذراندن خدا تا سمینار و کنگره پزشکی
دشت آزو، اذغال چال با هزار جور بدبختی و یکبار عمران.
دو بار دچار آنفولانزا شدم، بعلاوه تمام زمستان درگیر یک بریج دندانی برای سمت چپ فک بالا بودم و متأسفانه کار تمام نشد.
وزنم ثابت مانده است و همچنان پنج کیلو اضافهوزن دارم.
پسرم امتحان جامع دکترا را بهسلامت پشت سر گذاشت. فقط پایاننامهاش باقی مانده است.
در پایان هرسال خود- ارزیابی انجام بدهید و این سؤالات را از خودتان بپرسید:
چهکارهایی را میشد بهتر انجام بدهم؟ بهعبارتدیگر چه اشتباهاتی مرتکب شدم؟ وقتی بهجای نوشتن کلمه «اشتباه» که بار منفی دارد و سرزنش خود به بار میآورد، با جمله زیبای «چهکارهایی را میشد بهتر انجام بدهم؟» از خود سؤال میکنم، نهتنها اشتباهم را مرور میکنم، بلکه درباره راهحلش هم فکر میکنم، بدون سرزنش خود. کلام ما معجزه میکند. اگر کلام ما مثبت باشد، به ما نیرو و قدرت میدهد.
حالا نوبت شماست: سال ۱۴۰۲ برای شما چگونه سالی بود؟