نمیدانم الان در چه وضعیتی هستید.
در شهر و خانه خودتان هستید؟ یا مجبور شدید شهر و خانهتان را ترک کنید.
صدمه ندیدید؟ یا خداینکرده و زبان لال، خودتان یا عزیزانتان صدمه دیدهاید.
آرامش خود را حفظ کردهاید؟ یا دچار حملات پانیک و اضطراب هستید؟
در این روزهای سخت و دشوار، آدمها دنبال یکچیز هستند: یک دل امن!
یکی که بدون قضاوت بشنود و بگوید: من در کنارت هستم.
در این روزها، تو میتوانی یکی از این آدمها باشی. کسی که دلگرمی میدهد. نه با شعار، بلکه با حضور…
در این مقاله یاد میگیریم چطور دلگرمی واقعی بدهیم.
گاهی از روی نیت خوب، جملاتی میگوییم که نهتنها طرف مقابل را دلگرم نمیکند، بلکه احساس تنهایی او را عمیقتر هم میکند. اجازه بدهید چند مثال بزنم:
نگران نباش! چیزی نیست!
ولی واقعاً چیزی هست! این جمله، احساس فرد را بیارزش اعلام میکند.
قوی باش! گریه نکن!
گریه نشانه ضعف نیست، بلکه نشانه انسان بودن است.
باید مثبت فکر کنی!
تحمیل حال خوب، آنهم در اوج درد، فقط احساس تنهایی را بیشتر میکند.
پس اولین قدم برای دلگرمی دادن این است که از نصیحت کردن و حرفهای کلیشهای فاصله بگیریم و بهجای حرف زدن، بشنویم.
چطور دلگرمی واقعی بدهیم؟
گاهی اگر فقط بشنوی، بیشترین کمک را کردهای. نه راهنمایی و نه تحلیل! بلکه فقط گوش دادن.
بگذار گریه کند، فریاد بزند، سکوت کند. تو فقط باش. بدون توقع و بدون قضاوت.
یک ویس، یک پیام، یک تصویر، یک یادآوری از گذشته خوب میتواند معجزه کند.
به خاطر داشته باش کمک واقعی از قلب میآید و نه از زبان. گاهی گرفتن دست طرف مقابل یا آوردن یک استکان چای از هزار کلمه بیشتر تأثیر دارد.
وقتی از دیگران مراقبت میکنی و به آنها دلگرمی میدهی، بهسادگی ممکن است فرسوده شوی. فراموش نکن که تو هم نیاز به دلگرمی داری.
قوی بودن یعنی بلد باشی بهموقع کمک بخواهی نه اینکه همیشه نقش قهرمان را بازی کنی.