سلام دوست عزیز و دوست داشتنی
به روز ششم مدیریت زمان در شش روز و نصفی خوش آمدید.
کتابچه نکتههای طلایی خانهداری
با توجه به سوالات شما در مورد خانه داری، متوجه شدم باید بعضی فوت و فنهای خانه داری را آموزش بدهم. کتابچه بالا حاوی فوت و فنهای خانه داری است. اگر هنوز در مورد خانه داری، ابهامی برای شما وجود دارد، خواهش میکنم بپرسید تا کتابچه را تکمیل کنم. با دانستن فوت و فن خانه داری، میتوانید سریعتر و موثرتر کارهای خانه را انجام بدهید.
شما می توانید در اینجا گزارش بدهید چگونه تمرین را انجام داده اید، چالش ها و سوالات خود را بپرسید یا اگر پیشنهادی دارید، اضافه کنید. اینجا باشگاه زمان است.
71 دیدگاه ها
درود گیسو جان ممنون از این کتابچه خوبی که در اختیار ما قرار دادی یه نکته جالب که من دنبالش بودم و الان دیدم اینکه در مورد جارو و گردگیری خانه من به نوعی حساس بودم که موقع جارو همه زوایا تمیز بشه و همین باعث میشد حسابی خسته بشم وذوق و شوقم نسبت به جارو کردن خیلی پایین بیاد الان برداشتم این بود که هر هفته بصورت کلی و خارج از این حساسیت ها جارو کردن رو انجام بدیم و در برنامه نظافت ۱۵ دقیقه ای روزانه مثلا به یه قسمت خاص مثل زیر مبلها یا پشت تی وی و … بپردازیم درسته؟؟
وای من عاشقتم گیسو
بله دقیقا! همین نکته ساده باعث میشه گردگیری و جارو زود تموم بشه و خانه تمیز باشه. یادمون باشه لازم نیست همه جا برق بزنه، وسواس که نداریم، فقط میخواهیم تمیز و بهداشتی باشیم
مرسی گیسو جان این راهنمایی بسیار به من کمک کرد.
ممنونم که خوش قول هستید و تمام تلاشتون رو میکنید که دوره کاملا مفید باشه.
اها تازه فهمیدم منظور از نظافت ۱۵ دقیقه ای چیست.سپاس، همش می گفتم اخه چجوری
سلام گیسو جون ،جا داره الان یه گزارش بدم از وضعیت خودم که از یک خانم تمام اداری که در کارهای خونه کم کمک می کردم و به بهانه اینکه همیشه همه چی باید صد در صد اوکی باشه آخر سر هیچ کاری انجام نمیدادم مثلا اگه میگفتن امروز خونه رو جارو بزن با این فکر که تا دو ساعت باید گیر باشم و همه زوایا رو تمیز کنم تمام انرژیم گرفته میشد ولی الان تبدیل شدم به دختری که یه برنامه شام تهیه کرده و این هفته تمام وعده های شام رو خودم تهیه کردم که البته این هم به نوعی در راستای یکی از اهدافم هست که در کتاب و فایل هایی که از سایت قشنگتون تهیه کردم خصوصا اینکه الان در مجردی باید حداقل یه سری مسولیتها رو در خونه به عهده بگیریم ،خلاصه اینکه خیلی ترسام از خونه داری و درست کردن غذا ریخته شده !
تبریک میگم:)
چه جالب! این کتابچه موقعی که من درسا رو دانلود کردم نبود، بعد گذاشتید؟
بله و اطلاع دادم
سلام به خانم دکتر نازنین
برای خانمهای مجرد که باید اتاقشون رو تمیز نگه دارند ایا این زمان ۱۵ دقیقه نظافت هر روزه میتونه به ۱۰ دقیقه یا کمتر کاهش پیدا کنه؟
البته. حتی میشه ۵ دقیقه باشه. آنچه مهم است انجام هر روزه و منظم است تا به صورت عادت دربیاید.
سلام وفت همگی به خصوص خانم دکتر به خیر
ممنون بابت این دوره فوق العاده کابردی. من سه تا سوال دارم. یکی اینکه من یک سری کارها رو توی دفترچه ای یادداشت میکردم و سر فرصت انجام میدادم مثلا لباس هامو ببرم خشکشویی و تحویل بگیرم اما روزش دقیق معلوم نیست این مدل کارها رو بذارم تو کدوم قسمت برنامه ریزی. دوست دارم این کارها رو یه جا به طور کلی لیست کنم مثلا بدونم باید لباس ها رو ببرم خشکشویی یا بدونم میخوام عکس های مربوط به سفر عیدمون رو بدم چاپ کنم اینا کارهاییه که زمانش مشخص نیست خیلی هم فوری نیستن و تو دسته برنامه ریزی هفتگی جای نمی گیره چون معلوم نیست کدوم هفته انجام میشه و توی روزانه هم چون معلوم نبست کدوم روزه نمی گنجه.چون اینا رو باید یه جا بنویسم که یادم نره حالا کجا بنویسم شما بگید
دو تا سوال بعدی رو در دیدگاه بعدی می نویسم که طولانی نشه
متشکرم. بردن لباسها به خشکشویی در برنامه هفتگی میگنجد چون لباسها باید ظرف یک هفته اتو شوند. وقتی برنامه هفتگی می نویسید، خشکشویی را پایین جدول بنویسید. اگر شد همان موقع روزی را در جدول برای آن تعیین کنید. اگر نمیشد، زیر جدول بماند تا وقتی برای آن پیدا کنید. چاپ عکسهای عید را در لیست کارهای ماهانه بگذارید و هر هفته فکر کنید آیا این هفته وقت دارید انجامش بدهید یا خیر
سوال دومم اینه که ما قرار شد یه روتین روزانه داشته لاشیم که مثلا کارهایی رو صبح انجام بدیم یه سری کارها رو شب از طرفی قرار شده هر روز بین ۳ تا ۵ کار مهم رو انجام بدیم. حالا اگر حادثه ای پیش بینی نشده اتفاق بیفته ممکنه روتین یا اون سه تا پنج کار مهم کلا انجام نشه اگه مورد خاصی پیش بیاد کارهای روتین رو بذاریم کنار و انجام ندیم یا کارهای مهم. مثلا فرض کنید اول صبح بیدار میشیم چند تا از کارهای روتین رو انجام میدیم که یک دفعه مشکلی پیش میاد و مجبوریم کار دیگه ای غیر از برنامه انجام بدیم ولی هنوز چند ساعتی تا انجام اون کاد غیر قابل پیش بینی وقت داریم همچنان بریم سراغ روتین یا برنامه روزانه یا برنامه هفتگی. مثلا من روتینم اینه که بعد از جمع کردن تخت و صبحانه و کمی ورزش و شکرگزاری (که اینا خودش یک ساعتی وقت می بره)بعد هر روز کتاب بخونم در حد یک ساعت بعد برم سراغ انجام اون سه تا کار مهم روزانه که بک دفعه همسرم زنگمیزنه و ازم میخواد یک کاری رو براش توی سایتی انجام بدم که تا ظهر وقت دارم برای انجامش ولی از قبل بهم نگفته بود و خودش هم جاییه که دسترسی به اینترنت نداره. حالا من وسط انجام دادن کارهای روتین صبح ام هستم به نظرتون باید کارهای روتین صبح رو ول کنم و برم سراغ انجام کاری که همسرم ازم درخواست کرده انجام بدم یا اون روتین ها رو انجام بدم و از زمان اون سه تا کار مهم به این کار غیر قابل پیش بینی اختصاص بدم؟
سوال سوم رو هم در دیدگاه بعدی می فرستم
متشکرم. بستگی دارد کار همسر شما چقدر مهم باشد. اگر خیلی مهم است، همه کارها را کنار بگذارید و کار او را انجام بدهید. اگر کار او می تواند در نوبت قرار بگیرد، روتینها را انجام بدهید. راستش انجام روتینها خیلی مهم است چون شما را در فرم نگه میدارد. معمولا وقتی ما بهم می ریزیم که مدتی کارهای روتین را انجام نمیدهیم. توجه کنید اگر معمولا کارهای همسرتان را فوری انجام میدهید و الان بخواهید با تاخیر انجام بدهید، دلخوری ایجاد می شود. پس حتما با زبان خوش بگویید: باشه عزیزم حتما انجام میدهم. الان وسط نظافت کابینتها هستم و همه جا بهم ریخته. اوضاع خیلی بد است. تا یک ساعت دیگر کار شما را انجام میدهم.
و اما سوال سوم
وقتی داریم روتین های هر روزمون رو برای خودمون برنامه ریزی میکنیم خواه ناخواه بهش ساعت اختصاص میدیم ولی شما میگید که برنامه ها رو ساعت بندی نکنیم. مثلا من میگم ۸ از خواب بیدار میشم و روتین صبحم رو شروع میکنم که روتین صبح شامل مرتب کردن تخت
خوردن صبحانه
نرمش
شکرگزاری
خواندن کتاب میشه
و به خودم میگم این کارها باید تا ساعت ۹ تموم بشه که بتونم برم سراغ انجام برنامه روزانه و کارهای مهم پس این خودش میشه ساعت قرار دادن. حتی برای انجام کارهایی که توی روتین هفتگی هست باز نیاز به گذاشتن ساعته. مثلا شنبه ها روتین هفتگیه من خوندن کتاب روانشناسیه که حدودا یک ساعت براش وقت لازم دارم خوب اینو میذارم ۹ تا ۱۰ باز میشه ساعت گذاری این طور برنامه ریزی کردن مشکلی نداره؟
ممنونم. لازم است شما هر روز ساعت خاصی بیدار شوید و روتینهای روزانه را در مدت مشخصی به پایان برسانید. روتینها کم کم بقدری عادی می شوند که شما درباره شان فکر هم نمی کنید. وقتی گفتم برنامه ساعتی نریزید و بر اساس اولویت بندی پیش بروید، منظورم انجام برنامه روزانه است. همین خواندن روانشناسی را در نظر بگیرید. فرض کنید شما با خودتان قرار گذاشتید ۱۰-۹ کتاب روانشناسی بخوانید، ولی همسرتان تلفن می کند و کاری از شما می خواهد که انجام آن تا ۱۱ طول می کشد. آیا دیگر کتاب روانشناسی را نمی خوانید؟ البته که می خوانید و ساعت آن مهم نیست. انجام آن مهم است.
سلاااام من برنامه ریزی کردم که چند مدت شام رو خودم تهیه کنم با چند تا مواد اولیه ساده و کمی تغییر تا الان چند تا شام خوشمزه تحویل خانواده محترم دادم و جالبه الان میبینم که وقتی ناخوداگاه سمت یخچال میرم دلم میخاد آشپزی کنم (اونم من که اصلا حوصله آشپزی و اینکارا رو نداشتم و نوعی وقت تلف کردن میدونستم ) خیلی حس خوبیه ممنونم گیسو جان
سلام به خانم دکتر نازنین
در نوشتن برنامه روزانه / نوشتن کارهایی که در روتین هفتگی ان روز هفته باید انجام گردد هم باید اورده شود؟
به عنوان مثال در روز «معنویت و شکرگزاری» لازم است کتابی خوانده شود یا به طبیعت رفت و طبق روتین هفتگی این روز مشخص گردیده است. ایا در برنامه ان روز( وقتی برنامه روزانه مینویسیم) هم باید رفتن به طبیعت یا خواندن کتاب اورده شود و اولویت بندی گردد؟
متشکرم. بله برنامه هفتگی را در برنامه روزانه بیاورید. برای مثال من روزهای دوشنبه کارهای زنانه می کنم و در برنامه روزانه می نویسم: اپیلاسیون، بند صورت، ماسک صورت، مانیکور، پدیکور
و یا من روزهای چهارشنبه خانه را تمیز می کنم و در برنامه روزانه می نویسم: گردگیری، جارو، کف آشپزخانه
سلام گیس گلابتون جان ایندفعه گزارشکار ندارم و دردودل دارم فقط.
وای نمیدونین بعد از دانلود کتابچه نکات طلایی خانه داری چقدر خوشحال شدم و یکباره همه اون کتابچه رو بعد از دانلود خوندم.
خانم دکتر نازنینم من ۲۳ سالمه و تنها غذاهایی که بلدم بپزم ماکارونی و نیمرو و سالاد الویه و سالاد ماکارونی و جامبوشلز هست.
حتی این غذاهایی رو هم که بلدم به جز نیمرو بقیه رو سالی یکبار درست میکنم.
تو خونه ما اکثرا مادر عزیزتر از جانم آشپزی میکنه.
مادر من توی کودکی و نوجوانیشون خیلی کارهای خونه میکردند و آشپزی میکردند چون فرزند اول بودند و باید در زمان بارداری های سخت مادربزرگ خدابیامرزم همه کارهای خونه رو مادر من انجام میدادند از قبیل آشپزی و نگهداری از دوسه تا دایی ام که نوزاد بودند و خانه تکانی و اینا. اون هم زمانیکه لوله کشی به این صورت پیشرفته الان نبوده.
به همین دلیل مادرم از بچگی به من و خواهرم آشپزی و شستن دستشویی و حمام رو یاد ندادند و خودشون میگن میخاستم بچگی کنین و لذت ببرین نمیخاستم پوست دستتون خراب بشه یا لذتی از بازی کردن کودکیتون نبرید.
وقتی نوجوان شدیم تازه یاد گرفتم خودم مانتوهای مدرسم رو اتو کنم و اتاقم رو مرتب میکردم و سطل آشغال اتاقم رو عوض کنم و لباس های زیرم رو در حمام بشورم و همه این ها بدون ذره ای اجبار مادرم با محبت کامل بهم یاد دادند و مسئولیتش رو به خودمون(من و خواهرم) سپردند.
حتی الان جاروبرقی و گردگیری خونه هم گاهی با من و گاهی با خواهرم هست.
ولی امان از این آشپزی اماااااان.
یکبار مادرم به یک مسافرت ده روزه رفته بودند و من و خواهرم از دانشگاه که برمیگشتیم خودمون رو با میوه سیر میکردیم یا توی دانشگاه غذا میخریدیم و میخوردیم.
باز خواهرم از من خیلی بهترن. یک شب شام پلو مرغ برامون درست کردند.
ولی چون ما از نوجوانی آشپزی رو مثل خانه تکانی و اتو و مرتب کردن اتاق یاد نگرفتیم؛ (خواهرم رو نمیدونم چون ایشون میگن حوصله آشپزی ندارند وگرنه آشپزی یادگرفتن براشون کاری نداره) ولی خودم انگار از آشپزی برای خودم یک غول بزرگ ساخته بودم.
حتی دنبال اینکه رسپی هارو مطالعه کنم هم نمیرفتم و میترسیدم از پسش برنیام و عزت نفسم کاهش پیدا کنه.
با خوندن کتابچه نکات طلایی خانه داری شما تازه دیدم چقدر آشپزی ساده است و اینکه کل بار گذاشتن غذا ۳۰ دقیقه زمان میبره من رو شگفت زده کرد. چون یکبار در کودکی از دختر داییم شنیدم که میگفت سه ساعت وایمیسیم پشت گاز در عرض پنج دقیقه غذا رو میخورند؛ فکر کنم برای من باور ذهنی مخرب ساخته بود که غذا پختن دردسر داره و باید ۳ ساعت از روز رو که میتونم مطالعه کنم و پیشرفت کنم رو اختصاص بدم غذا بپزم. ولی وقتی دیدم شما ۳۰ دقیقه ای تمام مواد رو آماده میکنین و میزارین بپزه و به کارهای دیگتون میپردازین به شدت ذوق زده شدم.
وقتی پا به سن ۱۸ سالگی گذاشتم مادرم خیلی اصرار داشتند دیگه به من آشپزی یاد بدند ولی من دیگه به قول خودمونی سرکش شده بودم و حاضر به مبارزه با این غول بزرگ آشپزی نبودم.
دلم میخاد گریه کنم وقتی میبینم آشپزی اینقدر ساده است و فقط نیم ساعت تا ۴۵ دقیقه وقت نیاز داره و میتونم به مطالعاتمم برسم ولی مادر من با اینکه مچ دست راستشون درد میکنه برای ما آشپزی میکنه.
میخام حتما حتما حتما ان شاءالله آشپزی رو حسابی توی این یکسال که برای ازدواجم برنامه ریزی میکنم؛ تمرین کنم تا هم به قول شما ازدواج راحتتری داشته باشم و هم به مادر نازنینم کمک کرده باشم.
فقط یک سئوال دارم گیس گلابتون جان مادرم دستشویی و حمام رو با جوهرنمک میشورند برای همین ریه هاشون آسیب دیده و به همین دلیل هیچ وقت اجازه نمیدادند من و خواهرم دستشویی و حمام رو بشوریم.
میخاستم از شما بپرسم دستشویی و حمامتون رو با جوهرنمک میشورید؟ راهکار دیگه ای برای من دارید؟
چون به مادرم گفتم میخام دستشویی رو بشورم جوهرنمک رو کجا میزاری؟ اجازه ندادند.
خوب دیگران چجوری میشورند که ریه هاشون خراب نمیشه؟
ممنون میشم اگه راهکاری دارین راهنماییم کنین تا باری رو از روی دوش مادر گلم بردارم.
خوشحالم می خواهید آشپزی را یاد بگیرید. به نظر من هر خانم و آقایی باید دست کم پختن ۵ غذا را خوب خوب بلد باشند. درباره نظافت حمام و دستشویی من مفصل توضیح داده ام، به صورت صوتی البته. من هر روز توالت را می شورم. هرگز از جوهرنمک و وایتکس استفاده نمیکنم. (اصلا در خانه جوهرنمک نداریم) هر روز روی کاسه دستشویی و کاسه توالت کمی مایع شیشه شور اسپری می کنم و دستمال کاغذی می کشم. بقیه توالت و حمام را هفته ای یک بار با شامپوی ارزان قیمت و اسکاچ می شویم. توالت و حمام خانه ما یکی است.
ممنونم گیس گلابتون جان از پاسختون.
سلام گیس گلابتون جان. وقتتون بخیر باشه. خانم دکتر من تصمیم گرفتم اینجا برنامه روزانه یک هفته ام و روتین روزانه ام رو براتون بنویسم لطفا اگه اشکالی یا ایرادی توی برنامم می بینید یا پیشنهاد بهتری برای من دارید، لطفا بهم اطلاع بدین. ممنونم از توجهتون.(راستی من سابلیمینال هارو با هندزفری گوش میکنم و همینطور که دارم کارهای دیگه ام رو انجام میدم گوش میدم و نیازی نیست ریلکس کنم و توجه کنم که سابلیمینال چی میگه. اینجوری هم ذهن خودآگاهم رو مشغول کارهای دیگه میکنم تا مزاحم تغییر باورهای درونیم نشه و ذهن ناخودآگاهم به دستورات سابلیمینال گوش بده و در وقتم صرفه جویی میشه. مثلا حین گوش دادن سابلیمینال ازدواج؛ آشپزی میکنم)
۱_ شنبه ۶ اردیبهشت:
حمام ۳۰ دقیقه
سابلیمینال لاغری ۱ ساعت
سابلیمینال ازدواج ۲ ساعت
کالری ۱۲۰۰ تا
مردهای خوب را از دست ندهید ۱ ساعت
پیاده روی ۲۵ دقیقه
آشپزی یا معاشرت با افراد جدید
رسیدگی به تیپ ۱۵ دقیقه
روتین هفتگی(مربوط به کارهای شغلی) ۱ ساعت
درست کردن گالری گوشی حداکثر ۱۵ دقیقه
۲_ یکشنبه ۷ اردیبهشت:
حمام ۳۰ دقیقه
سابلیمینال لاغری ۱ ساعت
سابلیمینال ازدواج ۲ ساعت
کالری ۱۲۰۰ تا
مردهای خوب را از دست ندهید ۱ ساعت
پیاده روی ۲۵ دقیقه
آشپزی یا معاشرت با افراد جدید
رسیدگی به تیپ ۱۵ دقیقه
روتین هفتگی(نظافت کلی خانه) ۱ ساعت
۳_ دوشنبه ۸ اردیبهشت:
سابلیمینال لاغری ۱ ساعت
سابلیمینال ازدواج ۲ ساعت
کالری ۱۲۰۰ تا
مردهای خوب را از دست ندهید ۱ ساعت
پیاده روی ۲۵ دقیقه
آشپزی یا معاشرت با افراد جدید
رسیدگی به تیپ ۱۵ دقیقه
روتین هفتگی(زنانگی) ۱ ساعت
درست کردن گالری گوشی حداکثر ۱۵ دقیقه
۴_ سه شنبه ۹ اردیبهشت:
سابلیمینال لاغری ۱ ساعت
سابلیمینال ازدواج ۲ ساعت
کالری ۱۲۰۰ تا
مردهای خوب را از دست ندهید ۱ ساعت
پیاده روی ۲۵ دقیقه
آشپزی یا معاشرت با افراد جدید
رسیدگی به تیپ ۱۵ دقیقه
روتین هفتگی(مربوط به کارهای شغلی) ۱ ساعت
خریدن شوینده صورت
۵_ چهارشنبه ۱۰ اردیبهشت:
سابلیمینال لاغری ۱ ساعت
سابلیمینال ازدواج ۲ ساعت
کالری ۱۲۰۰ تا
مردهای خوب را از دست ندهید ۱ ساعت
پیاده روی ۲۵ دقیقه
آشپزی یا معاشرت با افراد جدید
رسیدگی به تیپ ۱۵ دقیقه
روتین هفتگی(خیاطی یا خرید) ۱ ساعت
خریدن کاغذهای A5
۶_ پنج شنبه ۱۱ اردیبهشت:
سابلیمینال لاغری ۱ ساعت
سابلیمینال ازدواج ۲ ساعت
کالری ۱۲۰۰ تا
مردهای خوب را از دست ندهید ۱ ساعت
پیاده روی ۲۵ دقیقه
آشپزی یا معاشرت با افراد جدید
رسیدگی به تیپ ۱۵ دقیقه
روتین هفتگی(برنامه ریزی هفته بعد وحساب و کتاب مالی و مطالعه شغلی) ۱ ساعت
تبریک تولد دوست صمیمی
۷_ جمعه ۱۲ اردیبهشت:
سابلیمینال لاغری ۱ ساعت
سابلیمینال ازدواج ۲ ساعت
کالری ۱۲۰۰ تا
مردهای خوب را از دست ندهید ۱ ساعت
پیاده روی ۲۵ دقیقه
آشپزی یا معاشرت با افراد جدید
رسیدگی به تیپ ۱۵ دقیقه
روتین هفتگی(کارهای عقب افتاده) ۱ ساعت
تبریک روز معلم به سه معلم عزیزم
(روتین روزانه صبح): ۲۹ دقیقه
مرتب کردن تختخواب
نماز صبح
شستن صورت
مسواک
سرکه سیب رقیق شده به صورت
جملات تأکیدی مثبت
اسپری گلاب به صورت
شانه ابرو
شانه مو
خواندن ۱۰ هدف اول سالنامه
(روتین روزانه در طول روز): ۱ساعت و ۲۰ دقیقه
نماز ظهر و عصر
مطالعه تخصصی
(روتین روزانه شب):۳۲ دقیقه
نماز مغرب و عشاء
خواندن ۱۰ هدف اول سالنامه
نوشتن برنامه روزانه فردا
عزیزم… خیلی خوب است. موفق باشید. البته اگر دیدید برنامه برایتان سنگین است، آن را سبک تر کنید
ممنونم از پاسختون گیس گلابتون عزیزم.
سلام خانم دکترعزیز
امیدوارم حالتون خوب باشه.
من بسیار از شما سپاسگذارم که برنامه ریزی به روش نوین رو اینقدر دقیق وعالی آموزش دادین وحجم عظیمی از استرس های منو کم کردین.خدا اجرتون بده الهی. من تمام حرفهای گهربارتون رو خلاصه نویسی کردم تا مدام مرورشون کنم و تقریبا مو به مو انجامشون دادم و باوجود دوبچه بافاصله سنی زیاد ونیازهای متفاوت اونها دارم همچنان توکل به خدا ادامه میدم.خانم دکتر من برنامه ریزی هارو انجام دادم (توتقویم ماهانه مدل اروپایی)و دارم بهشون عمل میکنم ولی بابچه ها خیلی کند دارم پیش میرم!اوایل خیلی خوب بود و حالمم خیلی عالی بود اما الان حس میکنم اشکالی در برنامه ریزی هام یا اشکال ازخودم وجود داره.من روتین های نظافت منزل رو از آخر سالنامه نوشتم به صورت سالانه وفصلی وماهانه وهفتگی و روزانه.فعلا روتین های دیگه رو ننوشتم مثل روتین های سلامتی و زنانگی و…چون فعلا وقتی براشون ندارم.الان دارم آزمون و خطامیکنم و درکنار برنامه ریزی آینده نگر متوجه شدم که دارم عملکردهامو بیشتر بصورت گذشته نگر ثبت میکنم (آخرهرشب) تا بفهمم چه روزهایی درهفته لازمه چه کارهایی واقعا انجام بشه و برام راحت تر و بهتره و درواقع دارم به یک شناخت واقعی از خودم وکارهای منزل میرسم و تاحد زیادی هم رسیدم و خیلی عالی بوده.الان یکی از مشکلاتم اینه که درمورد هدف های اصلی اینکه چه روزهایی درهفته باید چه کارهایی رو پیش ببرم نمیتونم دقیق بنویسم؛مثلا هفته اول درمورد رفع انباشتگی ها با جزییات نوشتم ولی موقع انجام که شد دیدم خیلی روزها نمیتونم انجامشون بدم چون همش بخاطر بچه ها یه کاری پیش میاد و وقت منو میگیرن یا دیگه انرژی انجام کارهارو ندارم.اومدم کمی سبک ترشون کردم تا حد خیلی کمی انجامشون دادم ولی هنوز کلییییی کار دارم که بااااااید تا هفته سوم خرداد انجام بشن درعین حال که باید برای مصاحبه استخدامیم هم تا۲خرداد آماده بشم و مطالعه کنم! الان من دقیقا چطور باید برنامه ریزی بکنم خانم دکتر؟
تو نوشتن برنامه هفتگی انگار مشکل دارم و فکرمیکنم یجای کارم میلنگه چون دیدم دارم جزییات هدف اصلیم رو هم توی برنامه هفتگی مینویسم و هم تو برنامه روزانه! بعد ازانجام تو برنامه هفتگی هم تیک میزنم تا بعدا که میخوام بررسیشون کنم بتونم برنامه دقیق تر و عملی تری بچینم وبلندپروازانه نباشه.سوالم اینه که وقتی ما روتین هفتگی تعیین میکنیم درواقع در یک کلاسور جداگانه نه در برگه های تقویم، پس چه نیازیه دوباره همونارو تو برنامه هفتگی بیاریم؟
یعنی همیشه باید کلاسور و تقویم و کاغذA5های برنامه نویسی روزانه دم دستمون باشه؟!
یا وقتی من شب قبل دارم برنامه روزانه فردارو مینویسم،همونارو تو برنامه هفتگی هم باجزییات مینویسم.مثلا فردا قراربوده بخشی از رفع انباشتگی ها انجام بشه مثلا تمیزکردن فلان کمد،حالا درکنارش شستن توالت،شستن لباس های بچه،جاروبرقی،پختن غذا و ظرف شستن تو لیست کارهای اون روز هست و خیلی کارهای دیگه که یهو وسطا پیش میان و من قبلا قادر به پیش بینیشون نبودم پس بعد ازاینکه اون روز انجامشون دادم تو برنامه هفتگیم واردشون میکنم تا بفهمم که بخاطر انجام اون کارها من مثلا به رفع انباشتگی کمد نرسیدم!و این سیکل معیوب داره همینجوری ادامه پیدامیکنه!یعنی درواقع من به کارهای اصلی روزانه ام تقریبا خوب میرسم ولی کارهایی که مربوط به هدف اصلیمه به زور میرسم و اکثر روزها اصلا نمیرسم!الان تقریبا ۱۰روزه که اوضاع اینجوریه ومن فقط دوتا کارمهم رفع انباشتگی رو انجام دادم که البته در اولویت درجه ۱ نبودند ولی بازهم مهم بودند و انجامشون جمعا ۱۰-۱۲ساعتی زمان برد!ولی عوضش مغزم اروم شد!چون سالها بود که منتظر بودم یه روزی انجامشون بدم.ولی بازهم درعوض به علت انبوه کارهایی که مونده و من دارم لاک پشتی پیش میرم بدجور استرس گرفتم که پس من دقیقا واسه چی برنامه ریزی میکنم وقتی این برنامه ریزی از کنترل من خارجه ومن وقتی وقت اضافه پیدا کنم میتونم به تازه به بخشی از رفع انباشتگی برسم نه طبق پیش بینی قبلی طی برنامه ریزی؟!
منظورم اینه با این وضعیت چطور تاهفته سوم خرداد تموم کارهامو تمام کنم؟حداقل مهمترینهاش رو.واقعا اولویت بندی هم میکنم اما بازم نمیدونم چطور میشه که اصلا به اون اولویت هانمیرسم و همش یه اولویت دیگه ای پیش میاد!
خواهشا اشکالات کارمن را بفرمایید ومنو از این سردرگمی نجات بدید.بسیار ممنونتونم
متشکرم. چند تا سوال مطرح کردین. یک) اگه شما تقویم مدل اروپایی هفتگی رو دارین، نیازی به کلاسور نیست. کلاسور و تقویم مال وقتیه که شما تقویم مدل اروپایی هفتگی ندارین. دو) شما دوبار در روز به تقویم مراجعه می کنین: یکبار شب برای نوشتن برنامه روزانه فردا و یکبار صبح، محض احتیاط. وگرنه همان یک بار در روز کافیه. بنابراین فقط برنامه روزانه باید دائم دم دستتون باشه. سه) اگه روتین روزانه رو کامل انجام میدین ولی به اهداف کلی تون نمیرسین، دو دلیل داره. دلیل اول: برنامه روتین اونقد سنگینه که همه روزتون رو میگیره. دلیل دوم: زمان خاصی رو برای هدفتون در نظر نمیگیرین. مثلا اگه یکی از اهداف اصلی تون درس خوندنه، معلوم کنین قراره چه ساعتی درس بخونین و چه مدت؟ یعنی اون رو هم جزو روتین روزانه بذارین. چهار) در برنامه هفتگی خیلی کوتاه معلوم می کنیم قراره چه کارهایی انجام بشه. لازم نیست وارد جزئیات بشین. برنامه روزانه جزئیات داره.
در پایان لازمه اضافه کنم:وقتی شما نمی رسین برنامه هاتون رو انجام بدین، یعنی برنامه خیلی سنگینی نوشتین. شما مادر دو تا بچه هستین و یکی شون خیلی کوچیکه. مثل زمان مجردی نیست که همه وقتتون مال خودتون باشه. بیشتر وقت شما مال بچه ها و خونه س. اگه این واقعیت رو بپذیرین، پذیرش شرایط زندگی تون ساده تر میشه.
اتمام رفع انباشتگی تا هفته سوم خرداد و درس خواندن تا دوم خرداد. باید ببینید کدوم مهم تره؟ اگه رفع انباشتگی مهمتره، بی خیال درس بشین. اگه مصاحبه شغلی مهمتره، بی خیال رفع انباشتگی بشین. با یه دست نمیشه چند تا هندوانه برداشت.
سلام مجدد خانم دکتر.فکرکنم بعضی مطالب رو پیچیده بیان کردم و شماهم اشتباه برداشت کردین.الان تصحیح میکنم خانم دکترعزیز؛
۱-منظورم از کلاسور جهت نوشتن انواع روتین ها بود نه نوشتن برنامه های هفتگی یا ماهانه.
آیا باید روتین هارو از آخرسالنامه ام بنویسم و جمع بندی کنم واسه خودم؟یا جداگانه توی یک کلاسوری بنویسم مثل شما؟
۲-هدف اصلی و درواقع اولویت های من درحال حاضر رفع انباشتگی ومصاحبه شغلیه نه مطالعه برای دستیاری و یا کاهش وزن.شروع مطالعه برای دستیاری رو گذاشتم مردادماه،شروع ورزش و کاهش وزن رو هم گذاشتم تیرماه.
درسته که درحال حاضر رفع انباشتگی هدف منه ولی درواقع جزو نظافت خونه است اما نه نظافت روتین(مثل جاروبرقی و گردگیری و لباس شستن و…)و چون باید تاهفته سوم خرداد انجام بشه مجبورا به عنوان هدف تعریفش کردم
۳-من روتین روزانه خاصی هنوز برای خودم تعریف نکردم ولی بعضی کارها که بخاطر خودم وخانواده اولویت انجام دارند اتومات به صورت روتین انجام میدم مثل آشپزی وظرف شستن و جمع کردن ظرفهای خشک شده،پاک کردن اجاق گاز روزانه،نظافت توالت و حمام و شستن لباسها و جاروبرقی و تاکردن لباسهای خشک شده وشستن تقریبا روزانه ی لباسهای بچه و غذا دادن به بچه و تعویض پوشک وجمع کردن اسباب بازی بچه با کمک خودش تا نظم رو یادبگیره وچندتا کار دیگه.اینها به طور مرتب دارن انجام میشن خانم دکتر.خریدهارو اکثرا همسرم انجام میدن و من جابجاشون میکنم.بالطبع وقت کمی برام در روز باقی می مونه که همونو باید مدیریت کنم و به رفع انباشتگی ها برسم،نمیدونم من کند کار انجام میدم یا واقعا حجم کارها به مرور زیاد شده و حالا وقت گیر شده.مطالعه مصاحبه شغلی رو هم اکثرا وقتی دارم به بچه غذا میدم یا سرگرمش میکنم یا میخوابونمش انجام میدم و درواقع از زمانها سعی میکنم نهایت استفاده رو ببرم.
حالا اشکال کارمن کجاست؟دقیقا کجای برنامه ی من سنگینه خانم دکتر؟!
یک) می تونین روتین ها رو در انتهای سالنامه بنویسین تا در دسترستون باشه.
دو) شما مسئولیت نگهداری یک بچه دو ساله رو بر عهده دارین که یک کار ۲۴ ساعته است بعلاوه کارهای خانه که ظاهرا هیچکس در انجام شون به شما کمک نمی کنه (غیر از انجام خرید خانه توسط همسرتون) دو تا هدف هم دارین: درس خواندن برای مصاحبه و رفع انباشتگی که ظاهرا خیلی اساسی و سنگینه.
پیشنهاد می کنم رفع انباشتگی رو خیلی آروم تر انجام بدین. در حد ۱۵ دقیقه در روز. تایمر بذارین و فقط ۱۵ دقیقه کار کنید. رفع انباشتگی تا هفته سوم خرداد تمام نشد که نشد! فدای سرتون!
سوال درمورد برنامه هفتگی؛
۱-وقتی هدف من رفع انباشتگیه ،موقع نوشتن برنامه هفتگی هفته ی بعد باید به صورت جزییات بنویسم،نمیشه اصلا کلی نوشت.
مثلا نمیشه بنویسم شنبه تمیزومزتب کردن فلان اتاق؛چون خود اون اتاق شامل چندین کاره مثلا چندین کشو وکمد و دفتروکاغذ و و و
خب پس باید با جزییات بنویسم،چون خود اون اتاق ممکنه یک ماه یا کمتر بکشه که کامل تمیز بشه باوجود روتین های سنگین و اجباری روزانه که دارم،پس ناچارا باید به تفکیک بنویسم.اینجاست که گیر کردم خانم دکتر.تو برنامه روزانه هم دارم به تفکیک مینویسم دیگه.پس فرقی باهم نمیکنن که….چطوری بنویسم که درست باشه وگیجم نکنه؟
۲-آیا پختن غذا هم جزو برنامه روزانه است وباید نوشته بشه و بعد تیک بزنم؟چون من مینویسمش
یک) رفع انباشتگی را به صورت ۱۵ دقیقه روزانه در نظر بگیرین و لازم نیست با جزئیات در هفتگی بنویسین.
دو) بله پختن غذا جزو کارهای روزانه است.
خانم دکترعزیز مسألةٌ
من عاشق این برنامه هفتگی شدم وهمش باهاش دارم کشتی میگیرم که بهترین حالتشو واسه خودم دربیارم چون همین دوهفته بااینکه ناقص و آزمون خطایی نوشتم خیلی چیزهارو برام شفاف سازی کرده و ذهن پرمشغله ی منو آرومترکرده
سوال۱-آیا توی برنامه هفتگی (که جدول میکشیم) روتین هامونو واردمیکنیم؟چه مربوط به خانه و آشپزخانه چه شخصی؛
مثلا؛
شنبه ها خرید سبزی خوردن، خرید۷کیلو شیر که۵کیلوشو در یک چشم به هم زدن تبدیل به ماست خوشمزه میکنم!
یکشنبه ها رسیدگی به خودم(زن وزنانگی)،شستن توالت ایرانی
دوشنبه ها خیاطی های ضروری(مثل تعمیرلباسهایی که یه جاییشون یه کوچولو پاره شده وقابل تعمیره یا دکمه ای کنده شده و از این قبیل مواردخیاطی)
سه شنبه ها خرید میوه و صیفی جات و نان وشیر و پختن کیک
چهارشنبه ها خیاطی(لباسهای جدید یا خاص که تو مغازه ها سخت پیدا میشه دوختنش کمتر وقت میبره تا پاساژ گردی با بچه!)
پنج شنبه ها نظافت کلی خانه شامل شستن لباسها وگردگیری وجاروبرقی ،طی زدن کف آشپزخانه،دستمال کشیدن روی کابینت ها، شستن دقیق(با مایع ضدعفونی)توالت ایرانی وروشویی وسپس شستن حمام و توالت فرنگی وروشویی!
جمعه ها روز تفریح با خانواده یا تفریح خودم هرکاری که دوست داشتم مثل مطالعه آزاد یا خیاطی
سوال۲- این روتینی که برای خودم طراحی کردم رو باید روی یک کاغذبنویسم وجلو چشمم تو اشپزخونه بچسبونم یا توی یک کلاسورقشنگ کنار بقیه روتین ها وچک لیست ها دسته بندیشون کنم تا همیشه داشته باشمشون؟!
۳-این روتین هارو هربار توی برنامه هفتگی واردکنم؟البته به صورت کلی نه جزئی
۳-میشه برنامه غذایی رو ماهانه تنظیم کنم؟تنوعش بیشتره وخانواده راضی ترن
۴-خونه ما درحال حاضر دوتا سرویس بهداشتی ایرانی وفرنگی جدا ازهم داره،نمیدونم هفته ای دوبار بشورمشون کافیه یا هرشب یه دستی بکشم؟میترسم آب زیادی مصرف بشه
وای خدا من هرکاری میکنم میبینم برنامه هفتگیم جزییات داره!ولی خیلی کاربردیه.
خانم دکتر چرا من اینقدر برنامه روزانه وهفتگی رو دارم باهم قاطی میکنم؟
فکرکنم چون قبلنا به این شیوه برنامه ریزی میکردم وتوی جدول هفتگی تیک میزدم مغزم قاطی کرده.
شاید وقتی سرکاربرم جای برنامه ی ۵شنبه وجمعه باهم عوض بشه یا اصلا دیگه جمعه ای برای تفریح برام باقی نمونه
الان این برنامه خوبه خانم دکتر؟
یک) چه برنامه هفتگی سنگینی! برنامه هفتگی در این حد کافیه که مثلا بنویسین: شنبه- جارو / یکشنبه: گردگیری/ دوشنبه: رسیدگی شخصی و …
شما با وجود داشتن بچه کوچیک و درس و مصاحبه شغلی ماست می زنین، کیک می پزین، خیاطی می کنین… خب… معلومه اینجوری به درس تون نمی رسین.
دو) روتین هفتگی نباید اینقدر سنگین باشه و می تونه کنار سایر روتین ها قرار بگیره.
سه) خیر
چهار) بسته به نیاز نظافت تصمیم بگیرین
پنج) خیر برنامه شما خوب نیست. خیلی سنگینه و خیلی جزئیات داره.
ببخشید دکترجان من اشتباها شماره ۳رو دوبار نوشتم!نفهمیدم منظورشما ازجواب خیر به کدوم سوالمه.عذر میخوام خانم دکتر
خیر برای ۳ اولی بود. برنامه غذایی رو میتونین ماهانه بچینین اگه براتون راحت تره. معمولا هفتگی راحت تره چون از اول هفته میدونین چه موادی رو دارین و چه چیزهایی رو باید تهیه کنین. ولی انتخاب با شماست. همون کاری رو انجام بدین که براتون راحت تر و مفیدتره.
روتین روزانه ی اجباریه من اینه خانم دکتر،اگر اشکالی هست بفرمایید؛
روتین صبح تاظهر:
-نمازصبح،دم کردن چای و آماده کردن صبحانه ومیل کردن صبحانه جمعا نیمساعت
-شستن برنج وآماده کردن تمهیدات نهار جمعا یک ربع یا کمتر
-مطالعه یک الی یک ونیم ساعت(ولی اگرنی نی شب قبلش منو اذیت کرده باشه ونتونسته باشم خوب بخوابم منم صبح میخوابم! ولی دارم حذفش میکنم تابه کارهام برسم)
-بیدارشدن دخترکوچولوم حدود ساعت۹یا زودتر،کمی نازشو میکشم،موهاشو شونه میکنم ومیبندم،پوشکشو عوضمیکنم یا در آینده ی نزدیک بلافاصله بعدازبیدارشدن دستشویی میبرمش،صبحانشو میدم جمعا یک ساعت
-جمع کردن ظروف شسته وخشک شده از ماشین ظرفشویی و آبچکان جمعا ۵دقیقه
-پختن نهار بستگی به نوع غذا داره حداقل یک الی دوساعت که در اون فاصله ظرفهای صبحانه رو میشورم و اگروسیله ای سرجاش نیست مرتب میکنم یا بچه صدام میکنه و بهونه میگیره یا گریه میکنه میرم به دادش برسم!یا مثلا دوباره دستشویی کرده میرم بشورمش،یا اگر لباس کثیف داره میرم بریزم تو مینی واش یا دستی بشورم
-تدارک شام رو اگربشه از صبح انجام میدم یا میذارم دم غروب(بسته به نوع غذا)
-روتین اون روز رو طبق برنامه انجام میدم یا مطالعه سبکی میکنم
-به نی نی میان وعده میدم
-حدود ساعت۱۲به بعد نماز میخونم وبعد نهار نی نی رو میدم (اگر خیلی گرسنه بود )یا همه خانواده باهم میخوریم حدودساعت۱
روتین ظهر تا شام:
-جمع کردن سفره و جمع وجورکردن آشپزخانه شامل شستن ظرفهای کثیف یا گذاشتنشون توی ماشین ظرفشویی و گذاشتن باقی مانده ی غذاها توی یخچال جمعا یک ربع
پاک کردن اجاق گاز ۵دقیقه
-تعویض پوشک بچه وخوابوندنش جمعا نیمساعت
-اگر خیلی خسته باشم کمی چرت میزنم
یا مطالعه میکنم
یا به کارهایی میرسم که درراستای اهدافم هستن و درکنارنی نی بیدار بهشون نمیرسم اونارو انجام میدم تا نی نی بیداربشه
-بعدازبیدارشدن نی نی دوباره باید نازشو بکشم!آب و غذابدم مثلا کیک وشیر یا کیک و بستنی یا تخمه و میوه و… جمعا نیمساعت گاهی هم یک ساعت که دراونصورت خودمم درحال استراحت یا تماشای تلویزیون یا مطالعه میشم
-انجام کارهای مربوط به اهدافم تا زمان شام که حدود۸یا۸/۳۰صرف میشه
-ساعت۷/۳۰نماز
روتین شب قبل ازخواب:
-شام خوردن و گذاشتن و برداشتن ظروف و غذا دادن به بچه و مرتب کردن آشپزخانه جمعا یک ساعت
-شستن توالت سریع کمتر از۵دقیقه
-شستن لباسهای بچه درصورت کثیف بودن حدود۱۰دقیقه یا یک ربع
-تعویض پوشک بچه وخوابوندنش ساعت۱۰ نهایتا نیمساعت یا کمتر
-نوشتن برنامه ی فردا
-مسواک زدن ورفتن به رختخواب نهایتا ساعت۱۱( البته فعلا که دارم ۲شب میخوابم و روی برنامه ریزی هام دارم کار ومطالعه میکنم)
روتین روزانه تون خوبه. بچه کوچیک خیلی توجه و وقت میخاد. کمتر از این نمیتونه باشه. اگه بتونین مطالعه درسی رو بذارین صبح قبل از این که فرزندتون بیدار بشه، انرژی بیشتری دارین تا شب ساعت ۸/ رفع انباشتگی به اندازه ۱۵ دقیقه رو یک جایی این وسط ها جا بدین. اگه این دو تغییر رو انجام بدین برنامه روزانه عالی دارین. این روتین رو به در یخچال بچسبونین. البته ناز و نوازش کودکتون رو از برنامه حذف کنین تا دختر بزرگتون اذیت نشه. برنامه رو به جای جمله، به صورت عبارت بنویسین.
لطفا دوباره برنامه روزانه و هفتگی تون رو بنویسین و برام اینجا بفرستین.
اما بازهم این برنامه هفتگی!
خانم دکتر به نظر خودم سنگین نیست ها؟!
۱-اگه خیاطی منظورتونه که فعلا ۳-۴ماهه اصلا انجام نمیدم ولی چون به شدت به هنر علاقه دارم و برام تفریح حساب میشه نه کار،خودم تو برنامه هفتگیم میخوام بذارم تا حال دلمو خوب کنه.هروقت هم فرصت انجامشو نداشته باشم میتونم انجامش ندم.
بازی با پارچه های رنگارنگ و صدای چرخ خیاطی روحمو نوازش میده….مطمینم اگر پزشک نمیشدم حتماطراحی دوخت میخوندم و یک خیاط کارآفرین با یک مزون بزرگ میشدم!خیلی از خلق کردن هنر لذت میبرم…
۲-و اما ماست زدن که ۵دقیقه بیشتر وقت نمیبره! تاشیرخنک بشه که من دارم هزارتا کاردیگه میکنم،وقتی هم خنک شد چندقاشق مایه ماست میریزم و بهم میزنم ودرشو میذارم و روش پتو میندازم ۴-۵ساعت دیگه برش میدارم!به همین راحتی!به همین خوشمزگی!
عملا هیچ وقت خاصی ازمن نمیگیره!عوضش طعمش بی نظیره وشبیه ماست های عشایر میشه وزمین تا آسمون با ماست های بازار فرق داره خانم دکتر!پیشنهادمیکنم یبار امتحان کنید مشتریش میشید!
مصرف ماست و شیرتوخانواده ما بسیار بالاست،من خودم به تغذیه صحیح عادتشون دادم.من به لبنیات صنعتی حتی لب هم نمیتونم بزنم خانم دکتر،خیلی ازطعمشون بدم میاد.
بیشتر بخاطر سلامت جسمی و رشد خوب ذهنی بچه هام همیشه شیروماست تو یخچال هست و کیک هم برای میان وعده هاشون میپزم خصوصا کوچیکه که با شیر میخوره چون دیگه ازشیر خودم گرفتمش و باید کلسیم بدنش تأمین بشه.چون اصلا تنقلات مضر بهش نمیدم کیک میپزم که با شیر یا کمی بستنی بخوره.اینطوری خودمم راحت ترم و هروقت گرسنه باشه فورا شیروکیک میذارم جلوش و راحت به کارام میرسم.تاثیر این غذاهای طبیعی و سالم رو تو بچه کوچیکم به وضوح میبینم،قدرت یادگیریش به لطف خدا بالاست.
تو کیک پختن دستم تنده،پخت دوتا قالب بزرگ کیک حدودا نیمساعت بیشتر وقت ازم نمیگیره،فقط هم هفته ای یکبار میپزم.
۳-مشکل من ماست زدن و کیک پختن نیست، بلکه فکرکنم نداشتن برنامه ریزی صحیح بوده که ذهنم بخاطر کارها آشفته میشد و درنتیجه جسم و روحم از اونهمه فکرکردن که حالا چی بپزم و چیکاربابد بکنم خسته میشد.دوهفته که برنامه غذایی علاوه بر برنامه ریزی های دیگه داشتم و میدونستم باید چیکارکنم کمتر خسته شدم خانم دکتر
حالا برنامه ویرایش شده رو دوباره خدمتتون میفرستم
هرجور صلاح میدونین.
سلام خانم دکترجان
ممنونم ازشما
شمافرمودید برنامه ی من سنگینه باید عرض کنم که تازه من خیلی کارهارو تو روتین روزانه ازقلم انداختم!مثل جمع کردن اسباب بازی های بچه باهمکاری خودش حداقل شبها قبل خواب،مسواک زدن دندونهای بچه،حموم کردنش،اتوزدن البته گهگاهی ،رسیدگی به پوست خودم که میخوام به روتین شبم اضافه کنم وچندتا کاردیگه که الان یادم رفته.
خانم دکتر اتفاقا همسرم تو کارهای خونه کمکم میکنه ولی نه بصورت مرتب و روتین،وقتایی که من خسته هستم جاروبرقی،ظرف شستن شستن توالت یا حمام ،مرتب کردن خونه،بازی کردن با بچه،حتی خریدن غذا از بیرون یا حتی پاک کردن سبزی رو انجام میده، انصافا هم کمکاش واقعا کمکه مخصوصا اوایل زایمان که خیلی هوامو داشت.ولی چون همیشگی وطبق برنامه نیست دوباره تو یه دوره هایی به من خیلی فشارمیاد.دختربزرگمم هم به ندرت اینکارارو کرده ،قبلا بیشتر انجام میداد ولی با اکراه،منم دیگه ازش نخواستم وترجیح دادم اعصابم آرومترباشه وتنشی پیش نیاد تااینکه بخوام کمکی بهم بشه.الان اگر بهش بگم شاید انجام بده ولی به اجبار انجام میده به ندرت پیش اومده که تمایل به همکاری داشته.درکل چون کمکشون به صورت همیشگی و مرتب و برنامه ریزی شده نیست دردی از من دوا نمیکنه.اما فهمیدم که مشکل ازکجاست!دقیقا اونا هم به برنامه ریزی نیاز دارن تا وظایفشون از قبل بصورت مکتوب مشخص شده باشه.بادختربزرگم صحبت کردم وگفتم که تابستون میخوام بخشی ازوظایف خونه رو به تو محول کنم تا تو هم مهارت کسب کنی وبه من هم کمک میشه،مثلا هفته ای یکبار تو جاروبرقی بزن اگر بچه ریخت و پاش کردوبازهم نیاز به جاروبرقی بود من میزنم.هفته ای یکبار تو توالت ایرانی که خودت بیشتر استفاده میکنی رو بشور،منم یه روز دیگه میشورم بشه هفته ای دوبار.هفته ای دووعده نهار و دو وعده شام با تو تا آشپزیت راه بیفته.خداروشکر قبول کرده خانم دکتر ببینم چیکارمیکنه دیگه توکل به خدا
خانم دکتر من توضیحات اضافه تو برنامه روزانه رو برای آگاه کردن شما از وضعیت دقیقم نوشتم تا درجریان جزییات باشید که دقیقا چه کارهایی دارم انجام میدم تا بتونید راحت تر تو برنامه ریزی بهم کمک کنید،مطمئنا این مدلی رو در یخچال نمیچسبونم دکترجان!خلاصه و مفید به صورت عبارت مینویسم.من به دختربزرگم فکرکنم بیشتر ازکوچیکه محبت میکنم.ضمن اینکه خیلی وقتها خوددختربزرگم به خاطر نیازهای نوجوانیش خیلی ازمن وقت میگیره مثلا خودش میخواد بیاد با من درمورد موضوعی صحبت کنه و مشاوره بگیره چه درسی چه غیردرسی یا درددل کنه یا یه کاری ازمن میخواد یا حتی خودش میاد بغلم تا نوازشش کنم و…من دیگه اینارو تو برنامه روزانه ننوشتم ولی خیلی وقتها پیش میاد.
مورد دیگه درمورد نظافت ۱۵دقیقه ای!واااااقعا کمه خانم دکتر!من تو ۱۵دقیقه به هیچی نمیرسم، نمیدونم شایدچون واقعا کند هستم شایدم حجم کارها درحال حاضر برام زیاده ولی من میتونم بیشتر از۱۵دقیقه کارکنم ها؟حتی دوساعت پشت سرهم یا حتی بیشتر،کافیه وسطاش یه استراحت کوچیک داشته باشم،بستگی به کارش داره.رفع انباشتگی الان ازهمه چی مهمتره خانم دکتر ،ازحدودسه سال پیش بخاطر اینکه مدت خیلی طولانی مثلا ۳ماه پشت سرهم خونه نبودم وعزادار برادر جوونمرگم بودم زندگیم از دستم دررفته،بعدبارداری و زایمان و بچه داری دوباره مسافرتهای اجباری و…این ماجراهارو برای من رقم زده!من هرگز دیگه اجازه نمیدم وسیله ای تو خونه ام تلنبار بشه تا به این عذاب بیفتم.چیزی که من نمیدونستم این بود که باوجوداینکه در سه ماهه ی دوم بارداری که حالم خیلی خوب بود و سرکارهم نمیرفتم کل خونه رو خونه تکونی کرده بودم درحد یه دسته گل،ولی فکراینجاشو نکرده بودم که تاچشم رو هم بذارم بچه به دست وپا میفته و باید تمام دکوری هارو جمع کنم و وسیله های خطرناک یا شکننده رو از کمدهای طبقه پایین جابجا کنم برن طبقه بالا و هزارتا موارد ایمنی دیگه،برای همین برای ایمنی بچه و نبود وقت برای جابجایی های اساسی،وسایلهارو ازدسترس بچه خارج کرده و چپونده بودم کمدهای بالاتر تادستش نرسه اما زندگیم به طرز فجیعی نامرتب شد!الان طی مرتب کاری هام دارم وسایلامو به شدت کم میکنم چون احتمالش هست که مردادماه اسباب کشی هم داشته باشم!قوز بالا قوز! پس بهتره همین الان انجامش بدم تا اونموقع داغون نشم.همین دوسه روز پیش طی یک عملیات ضربتی به کمک همسرم یه کمد رو پاکسازی کردیم و دو نایلون زباله ی پر ،وسیله به دردنخور ریختیم دور!تا الانشم برای چندمین باره که دارم لباسهای اضافه رو کم میکنم تا بدم خیریه وهمین الانش یه نایلون بزرگ پرشده! من تو اسباب کشی این خرت وپرت هارو کجای دلم میخوام بذارم با وجود یه بچه کوچیک که خودش وقت گیره و توجه ومراقبت میخواد!
مطالعه مصاحبه زیاد وقت گیر نیست اونو میذارم صبح ها ولی مطالعه برای دستیاری رو احتمالا باید از مرداد شروع کنم،واقع گرایانه بخوام به قضیه نگاه کنم فعلا وقت نیست
تخفیف میدم روزی نیم ساعت رفع انباشتگی به صورت دو تا ۱۵ دقیقه! عزیز دلم! شما به یه بچه نوپا دارین. به قول خودتون تا سرتون گرم میشه، او بقیه خونه رو بهم میریزه. پس واقع گرایانه به این وضعیت نگاه کنین. البته من فقط پیشنهاد میدم و شما میتونین پیشنهادهای مرا قبول کنین یا خیر. حتی لازم نیست مرا توجیح کنین. من از شرایط زندگی شما خبردار نیستم. پس کاری رو انجام بدین که به صلاحتونه و آرامش فکری بیشتری براتون میاره.
من چند تا پیشنهاد برای همسرتون دارم. سبزی برای پاک کردن نخرید. به همسرتون بگید سبزی آماده و خرد کرده، براتون بخره. خرید میوه رو هم به همسرتو بسپارید. هفته ای یک بار جاروبرقی و شستن ظرفهای شام را هم به عهده ایشون بگذارید.
خانم دکتر عزیز من از پیشنهادات شما استقبال میکنم،برای همین هم دارم باشما مشورت میکنم تا بهترین راه حل رو پیداکنم،توضیحاتم هم برای خبردارشدن شما از جزییات کارهای روزانمه تا کمکم کنید یه برنامه ریزی عالی داشته باشم برای توجیه نیست
باشه.
دلیل اینکه میفرمایید فقط نیمساعت رفع انباشتگی انجام بدم برای چیه؟آخه متوجه نمیشم چرا روزهاییکه وقت آزادم بیشتره نباید کارهارو انجام بدم تا زودتر تموم شه و به بقیه اهدافم برسم؟ فعلا هدف اول من رفع انباشتگی هست دیگه،مطالعه برای دستیاری رو گذاشتم بعد از رفع انباشتگی ها،چون فقط سه هفته دیگه وقت دارم و بعد مهمون دارم وبعدش خودمم اجبارا باید برم مسافرت؛تقریبا ۱ماهی وقتم اینطوری تلف میشه ولی چاره ای ندارم اما میخوام سعی کنم از زمان مسافرتم برای شروع ورزش استفاده کنم یعنی هدف دومم.
اون مطالعه برای مصاحبه هم همین چهارشنبه ست و زمان زیادی مطالعه نمیخواد
دلیلش اینه که شما استرس گرفته بودین. ۱۲-۱۰ ساعت کار کردین و فقط بخش کوچیکی از رفع انباشتگی ها انجام شده بود. دلیلش اینه که نوشته بودین: با این برنامه ریزی از کارهای دیگه عقب افتادم و استرس گرفتم. باز هم تکرار می کنم: همه اینها پیشنهاده. شما می تونین هرطور برنامه زندگی تون بهتر پیش میره، همون کار رو انجام بدین.
خانم دکترعزیزم علت استرس من دقیقا برعکسه؛بخاطر ترس از نداشتن وقت کافی جهت رسیدگی به امور فوریم تا قبل از رسیدن مهمانها.
استرسم واسه اینه که کند دارم پیش میرم،من هرچی بیشتر کارمیکنم و اون لیست کارهام دونه دونه تیک میخورن آرامشم بیشترمیشه.حاضرم ازخستگی بمیرم ولی کاری رو نصفه رها نکنم تا حالا کی وقت بشه کاملش کنم…
امروز هم خداروشکر تونستم دوتا کار مهم رو طی یک ساعت وربع انجام بدم،خیلی خسته هم شدم ولی انگار یه بار بزرگی رو از روی مغز من برداشتن و این ارامش ذهنی خستگی جسمیم رو فورا ازبین میبره!
استادعزیزم،اتفاقا این برنامه ریزی برای خانم های بچه دار عاااالیه ،خداشمارو برای ما حفظ کنه. ازوقتی دارم برنامه ریزی میکنم خیلی راحت تر شدم خدا میدونه چقدر دعاتون میکنم.
دیگه به یقین رسیدم که این برنامه ریزی فقط برای خانم های شاغل با بچه های بزرگتر از۶سال مناسب نیست،بلکه خیلی خیلی به درد خانم هایی که بچه شیرخوارهم دارن میخوره و از سردرگمی و کلافگی نجاتشون میده .
هرمادری قبل ازبارداری باید این مهارت برنامه ریزی برای زندگیش رو یادبگیره تا با آرامش و لذت بیشتری به بچه داری و خانه داری و سلامت جسم وروحش و بعد شغلش برسه.من از شما بسیار بسیار ممنونم که راهنمای من بودید.
از همین جا شاگردکوچک شما دست شما را میبوسد*
روی ماهتون رو می بوسم.
روتین هفتگی؛
شنبه:خرید سبزی و شیر و و زدن ماست/نظافت آشپزخانه(طی کشیدن کف آشپزخانه،دستمال کشیدن کابینت ها و لوازم برقی)
یکشنبه:جاروبرقی/نظافت توالت وحمام
دوشنبه:رسیدگی شخصی خودم و بچه(ناخن گرفتن و حمام)/خیاطی ضروری یا اتوکشی
سه شنبه:خرید میوه و صیفی جات،نان و شیر/پختن کیک
چهارشنبه:خیاطی تفریحی
پنج شنبه:شستن لباسها/تفریح یا رسیدگی بیشتر به اهداف
جمعه:گردگیری/جارو/شستن توالت و حمام/شستن لباسها/تفریح باخانواده
پیوست:تفریح با خانواده میتواند بین پنج شنبه و جمعه متغیرباشد،درآنصورت وظایف جابجا میشوند
این برنامه هفتگی چطوره خانم دکتره؟
این برنامه بهتره. غیر از این که خرید شیر و سبزی آماده و میوه و جاروبرقی رو به عهده همسرتون بذارین.
خرید شیر و سبزی آماده و میوه و جاروبرقی رو به عهده همسرتون بذارین.
سلام خانم دکتر
سبزی غذاها رو ایشون پاک کرده و خردکرده میخرن،فقط نیم کیلو سبزی خوردن رو هفته ای یکبار تازه میخرن و اکثرا خودشون پاک میکنن تا به من کمک کرده باشن.البته بعضی هفته ها هم خریده نمیشه.میوه رو ایشون میخرن دیگه همون سه شنبه ها.
کلا تمام خریدهایی که نوشتم باهمسرمه نه بامن.فقط ماهی یکبار خرید ماهانه رو خودمم دوست دارم برم حال وهوام عوض بشه.ظرفهای شام رو هم خیلی وقتها همسرم میشورن.جاروبرقی رو گهگاهی میزنن ولی دخترم هم حاضره قبول کنه ببینم کدومشون قبول میکنن.
با توجه به این که شما برنامه هفتگی خودتون رو برام فرستاده بودین، فکر کردم کارهای خودتون رو نوشتین.
نوشتم که یادم نره و به موقع به همسرم یادآوری کنم که خریدهارو انجام بده
توضیح درمورد روتین هفتگی:
۱-خریدهارو که همسرم زحمت انجامشونو میکشن پس وقتی ازمن نمیگیرن.جوشاندن شیر هم دوسه دقیقه وقت نمیگیره تا بذارم روی گاز.زدن ماست هم ۵دقیقه ایه.دیگ شیر رو هم اکثرا همسرم میشوره!
پس می مونه نظافت آشپزخانه که فکرکنم حدودا نیمساعت یا نهایتا ۴۵دقیقه زمان ببره.
۲-جاروبرقی نیسماعت،شستن توالت۵دقیقه
۳-یک ساعت رسیدگی شخصی خودم و بچه/خیاطی ضروری هم یک الی دوساعت بسته به نیاز،شاید اصلا نیاز نباشه
۴-خرید که باهمسرجانه،پختن کیک و شستن ظروفش نهایتا ۴۰دقیقه
۵-شستن لباسها که ماشین میشوره من فقط تفکیک میکنم برای ۵شنبه و جمعه
۶-گردگیری یک ربع/جاروبرقی نیمساعت/شستن توالت ایرانی ۵دقیقه/توالت فرنگی و حمام۱۰دقیقه/حمام کردن با شستن لباسهای بچه ۲۰دقیقه
خانم دکتر دراین حد خوبه یا بازم سنگینه؟
روتین صبح:
۱-بیداری ومسواک ونمازصبح
۲-دم کردن چای
۳-صرف صبحانه
۴-مطالعه
۵-تدارکات نهار شامل شستن برنج و درآوردن ماده غذایی از فریزر
۶-جمع کردن ظروف شسته از ماشین ظرفشویی وآبچکان
۷-بیدارشدن کودک:تعویض پوشک،شستن دست وصورت،شانه زدن موها،صبحانه
۸-پختن نهار و تدارک شام اگرقراره پخته بشه
۹-انجام روتین هفتگی آن روز
۱۰-دادن میان وعده به کودک یا صرف کمی وقت با او
۱۱-خواندن نماز
۱۲-صرف نهار با خانواده و دادن غذای کودک
۱۳-شستن لباسهای کودک درصورت وجود
بله. خوبه. این رو به در یخچال بچسبانید و تیک بزنین. می تونین کاغذ رو داخل پلاستیک بذارین و با ماژیک علامت بزنین و بعد از روی پلاستیک ماژیک را پاک کنین.
روتین بعدازظهر:
۱-شستن قابلمه های غذا وچیدن ظروف در ماشین ظرفشویی
۲-پاک کردن گاز
۳- مرتب کردن آشپزخانه و انتقال غذاهای باقی مانده به یخچال
۴-تعویض پوشک و خواباندن کودک
۵-مطالعه یا رسیدگی به اهداف
۶-بیداری کودک و دادن میان وعده به او وتعویض پوشک
۷-تدارک شام
۸-رسیدگی به اهداف
۹-نمازمغرب وعشا
۱۰-صرف شام
رسیدگی به اهداف چیه؟ قرار شد فعلا هدف های شما مطالعه برای مصاحبه و رفع انباشتگی باشه. ندیدم رفع انباشتگی رو جایی ثبت کرده باشین.
منظورم از رسیدگی به اهداف طبق اولویت بندی اهدافه،یعنی درحال حاضر همون رفع انباشتگی
خوبه.
ببخشید در روتین صبح مواردزیر یادم رفت بنویسم:
شانه کردن موها
کرم دست و صورت
خوردن مولتی ویتامین بعدصبحانه
بررسی تقویم وبرنامه روزانه
جمع کردن رختخواب بعدازبیدارشدن کودک
خوبه.
روتین شب:
۱-دادن شام کودک و صرف کمی وقت با او
۲-شستن ظروف و تمیزکردن آشپزخانه
۳-آماده گذاشتن کتری برای صبح
۴-نوشتن برنامه روزانه فردا
۵-روشن کردن ماشین ظرفشویی
۶-آماده گذاشتن ماشین لباسشویی برای روشن شدن هنگام صبح درصورت وجود لباسهای کثیف
۷-جمع کردن اسباب بازیهای کودک با کمک خوداو ومرتب کردن سریع خانه
۸-تعویض پوشک
۹-نخ دندان ومسواک خودم و کودک
۱۰-خواباندن کودک
۱۱-رسیدگی به اهداف وبرنامه
۱۲-کرم صورت ودورچشم
۱۳-وازلین پاها
۱۴-خواب
خوبه. کل برنامه صبح و بعدازظهر و شب رو روی یک صفحه بنویسین و جلوی چشمتون بذارین. کم کم براتون عادت میشه و لازم نیست حتی بهش نگاه کنین.
ممنونم خانم دکتر عزیزم
خانم دکتر عزیز میتونم بپرسم درمورد زمان پختن غذا درحال حاضر روش شما چیه؟
منظورم اینه صبح ها میپزید یا دم ظهر یا مثل قبلا غروب ها؟
من فکرمیکنم این غذا پختن صبح تا ظهر درکنار بچه داری و اذیت های بچه خیلی خسته ام میکنه،درحالیکه صبح ها من معمولا میتونم خیلی مفیدتر به کارهام مثلا رفع انباشتگی یا بعدا مطالعه تخصصی برسم.به نظرتون لازمه زمان پخت غذارو جابجا کنم؟
مثلا من هم غروبها بپزم وفقط برنج رو موقع ظهر دم بذارم یا کته کنم؟
چون روزهایی که گهکاه سرکارمیرم(مرکزبهداشت) این کارو میکنم
در حال حاضر من بازنشسته هستم. همسر و پسرم هر روز برای خوردن ناهار به خونه میان. پس من صبح ها به کارهام می رسم و از ساعت ۱۲ پختن غذا رو شروع می کنم.
قبلا که سر کار می رفتم، من هم بعدازظهرها غذا می پختم. خیلی هم راحت تر بود. چون سر ظهری استرس نداشتم که غذا به موقع حاضر بشه. به نظرم اگه شما هم غروب بپزین و ظهرها فقط کته بذارین، احتمالا راحت تر هستین.
کاملا درست میفرمایید.این استرس دم ظهری که نهار آیا به موقع آماده میشه یا نه اکثر اوقات درحال خفه کردن منه! جوری که بدن درد میگیرم از شدت اونهمه فشار روانی،درکنارشم که بچه یکهو گریه میکنه یا خواسته ای داره که دیگه وااااای…
به نظرم دوتا راه حل برای ازبین بردن این استرس وجود داره:
یا صبح زود غذا رو تهیه کنیم
یا شب قبل
که من چون بچه کوچیک دارم و خیلی وقتها رفتارهاش غیرقابل پیش بینیه،ترجیح میدم شب قبل دم غروب اینکارو بکنم و فردا صبحم رو دراختیار خودم و بچه ام باشم و راحت به اهدافم برسم بدون هیچ استرسی.
اینم از کشف جدید من خانم دکتر!همین که میفهمم چه مواردی باعث استرس من میشدن ودارم براشون راه حل پیدامیکنم آرومم کرده.
استرس به شدت انرژی انسان رو میگیره و خستگی جسمی به همراه داره جوری که من دیگه حال انجام کارهای دیگه رونداشتم.خداروشکر که با کمک شما این موارد رو دارم کشف میکنم.ممنونتونم خانم دکتر بزرگوار ومهربان
خدا رو شکر